{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

امـشبـ هـیچـی نـمے خـوآهـم !

امـشبـ هـیچـی نـمے خـوآهـم !
نـه آغـوشـتـ رآ
نـه نـوازش عـآشقـآنـه اتـ رآ
نـه بـوسـه هـآے شـیریـنتـ...
فقـطـ بـیـآ
مےخـوآهـم تـآ سحـر بـه چشـمـآن زیبــــایتـ خیـره بـمــآنـم
هـمیـن کـآفـی استـ
بـرآے آرامـش قلبـ بــی قـرآرم
تـو فقـط بـیــآ . . .
دیدگاه ها (۲)

الهی، آفتاب تابانت امروز نیز برآمد از پشت پنجره نگاهم ،تا فر...

.من عاشق امروزم... دیروز را که نمیتوانم جان دوباره ببخشم، رف...

تو را دوست دارمدر این بارانمیخواستم تودر انتهای خیابان نشسته...

میترسم آنقد دوستت بدارمکه...خدا شک کند..آغاز عشق از آدم و حو...

سلام حالتون چطوره !!!🫠🫠https://wisgoon.com/namotevariچه می خ...

پرسه در جنگلدرِ کتابخانه آرام باز شد.کوک وارد شد.کت مشکی‌اش ...

تک پارتی✨قهر الکی... صبح بود.کوک تازه از خواب بیدار شده بود ...

𝓹𝓪𝓻𝓽۶۲نامی ویوات هنوز کوکو بغل کرده بودکوک: نامجون هیونگ چرا...

پرسه در جنگلات از روی مبل بلند شد.نگاهش هنوز روی درِ بسته‌ی ...

سه پارتی از چان: (وقتی که هردوتون...) p2دکتر: آروم باشید لطف...

پشت نگاه سردت ... ۱۸ویو آت دوباره صدای پیام اومد.گوشی رو بر...

#مافیا_عزیز_من#Part26این بار خنده‌اش واضح‌تر بود. خم شد و بو...

پارت 35𐙚🦋 ویو ته 🦋𐙚این حس عجیب…فقط یک علاقه ساده نبود.هرچی ب...

𝓹𝓪𝓻𝓽۴۸✦ویو موقع رسیدن پلیسpov: ات رو شونه مبینا داره گریه می...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط