🦠Part6 اخر🦠
🦠Part6 اخر🦠
جیهوپ: وایسا چک کنم ببینم کسی بیرون آسانسور نیست چرا چراغا خاموشه
مینا: نمیدونم
جیهوپ: تا حد امکان حرف نزن اگرم مجبور بودی اروم
بورام: چرا؟
جیهوپ: چون به این دلیل(سنگ روی زمین افتاده بیمارستان رو بلند میکنه و به سمت دوری پرتش میکنه و زامبیا به طرف صدای افتادن سنگ میرن)
جیهوپ: بیا( اروم)
مینا: وای نه( ورودی بیمارستان پر از زامبیه)
جیهوپ: بدو مینا به سمت ماشین
مینا: باشع
بورام: مینا من سوار ماشینم میشم دنبالتون میام نگران نباش
مینا: مراقب خودت باش
جیهوپ: سوارشو
مینا : درو قفل کن
جیهوپ: قفل کردم
مینا: گار بده گاز بده چرا دارن دنبالمون میان
جیهوپ: اخر خسته میشن ولمون میکنن
مینا: خیلی خوشحالم الان کنارتم(دستشو میزاره روی دست هوپی که روی دندست)
جیهوپ: منم عزیزم
«فلش بک به پایگاه محافظتی»
سرباز:وایسید وگرنه شلیک میکنم
جیهوپ: پناهنده هستیم
کاپیتان: بگیرنشون
سرباز : قربان الوده نشدن
کاپیتان: میتونید برید
بورام: ممنونم اقای جانگ به لطف شماس که الان من زنده هستم امیدوارم بتونم جبران کنم
جیهوپ: کار خاصی انجام ندادم
بورام: مینا واسه توهم خوحالم که صحیح و سالمی من باید برم فعلا
مینا: مادرجون پدرجون شما هم سالمید
م.ج: واییی عروس گلم خوبی ،پسرم حتما خیلی سختی کشیدی تا اومدی اینجا
جیهوپ: در هرصورت مادرجون خوشحالم که میبینم شما و پدر سالم هستید
جونگ کوک: هیونگ
جیهوپ: باز این اومد
جونگ کوک: أیش چقدر زود اومدی هیونگ یکم دیرتر می رسیدی دورهمیمون تموم بشه و خوراکی نمونه بعد میومدین لعنتی
جیهوپ:تنت میخاره نه؟
جونگ کوک: آمممم راستش اره اینجا پشهکوره زیاده
زن داداش من باید برم فعلا
مینا: (خنده) خداحافظ ،خیلی خوشحالم که دوباره دور هم جمع شدیم
جیهوپ: امممم اره ولی خدا میدونه یه شلغم از خونه تا بیمارستان از بیمارستان تا اینجا کلیییییی تلاش کرده یه خانمی هم نجات داده با هزار بدبختی تهش هیچ
مینا: خیل خب بابا ممنون راضی شدی ؟
جیهوپ: نه ،کافی نیست
مینا: این چطور؟
مینا ویو: خودمو نزدیکش کردم اروم لبامو رو لباش گذاشتو خیلی ریز بوسه میزاشتم
جیهوپ ویو: دستمو دور کمر باریکش حلقه کردم و همراهیش میکردم اروم اروم مک میزدم خدا میدونه چقدر تواین چند ساعت نگران و دلتنگش بودم
مینا: ببینم الان راضی؟
جیهوپ: اهوم
مینا: میدونستی خیلی دوست دارم!
جیهوپ: حالا میدونستی من عاشقتم
مینا: (خنده)
و پایان:)
جیهوپ: وایسا چک کنم ببینم کسی بیرون آسانسور نیست چرا چراغا خاموشه
مینا: نمیدونم
جیهوپ: تا حد امکان حرف نزن اگرم مجبور بودی اروم
بورام: چرا؟
جیهوپ: چون به این دلیل(سنگ روی زمین افتاده بیمارستان رو بلند میکنه و به سمت دوری پرتش میکنه و زامبیا به طرف صدای افتادن سنگ میرن)
جیهوپ: بیا( اروم)
مینا: وای نه( ورودی بیمارستان پر از زامبیه)
جیهوپ: بدو مینا به سمت ماشین
مینا: باشع
بورام: مینا من سوار ماشینم میشم دنبالتون میام نگران نباش
مینا: مراقب خودت باش
جیهوپ: سوارشو
مینا : درو قفل کن
جیهوپ: قفل کردم
مینا: گار بده گاز بده چرا دارن دنبالمون میان
جیهوپ: اخر خسته میشن ولمون میکنن
مینا: خیلی خوشحالم الان کنارتم(دستشو میزاره روی دست هوپی که روی دندست)
جیهوپ: منم عزیزم
«فلش بک به پایگاه محافظتی»
سرباز:وایسید وگرنه شلیک میکنم
جیهوپ: پناهنده هستیم
کاپیتان: بگیرنشون
سرباز : قربان الوده نشدن
کاپیتان: میتونید برید
بورام: ممنونم اقای جانگ به لطف شماس که الان من زنده هستم امیدوارم بتونم جبران کنم
جیهوپ: کار خاصی انجام ندادم
بورام: مینا واسه توهم خوحالم که صحیح و سالمی من باید برم فعلا
مینا: مادرجون پدرجون شما هم سالمید
م.ج: واییی عروس گلم خوبی ،پسرم حتما خیلی سختی کشیدی تا اومدی اینجا
جیهوپ: در هرصورت مادرجون خوشحالم که میبینم شما و پدر سالم هستید
جونگ کوک: هیونگ
جیهوپ: باز این اومد
جونگ کوک: أیش چقدر زود اومدی هیونگ یکم دیرتر می رسیدی دورهمیمون تموم بشه و خوراکی نمونه بعد میومدین لعنتی
جیهوپ:تنت میخاره نه؟
جونگ کوک: آمممم راستش اره اینجا پشهکوره زیاده
زن داداش من باید برم فعلا
مینا: (خنده) خداحافظ ،خیلی خوشحالم که دوباره دور هم جمع شدیم
جیهوپ: امممم اره ولی خدا میدونه یه شلغم از خونه تا بیمارستان از بیمارستان تا اینجا کلیییییی تلاش کرده یه خانمی هم نجات داده با هزار بدبختی تهش هیچ
مینا: خیل خب بابا ممنون راضی شدی ؟
جیهوپ: نه ،کافی نیست
مینا: این چطور؟
مینا ویو: خودمو نزدیکش کردم اروم لبامو رو لباش گذاشتو خیلی ریز بوسه میزاشتم
جیهوپ ویو: دستمو دور کمر باریکش حلقه کردم و همراهیش میکردم اروم اروم مک میزدم خدا میدونه چقدر تواین چند ساعت نگران و دلتنگش بودم
مینا: ببینم الان راضی؟
جیهوپ: اهوم
مینا: میدونستی خیلی دوست دارم!
جیهوپ: حالا میدونستی من عاشقتم
مینا: (خنده)
و پایان:)
- ۸.۶k
- ۳۱ مرداد ۱۴۰۳
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط