{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

زنه دیروقت به خونه رسید آهسته کلید رو انداخت و درو باز کر

زنه دیروقت به خونه رسید آهسته کلید رو انداخت و درو باز کرد و یکسر به

اتاق خواب سر زد
ناگهان بجای یک جفت پا دو جفت پا داخل رختخواب دید
بلافاصله رفت و چوب گلف شوهرش رو برداشت و تا جایی که میخوردند آن دو را
با چوب گلف زد و خونین و مالی کرد.
بعد با حرص بطرف اشپزخانه رفت تا ابی بخورد
با کمال تعجب شوهرش را دید که در آشپزخانه نشسته است.
شوهرش گفت سلام عزیزم!
پدر و مادرت سر شب از شهرشون به دیدن ما اومده بودند چون خسته بودند
بهشون اجازه دادم تو رختخواب ما استراحت کنند

راستی بهشون سلام کردی؟
دیدگاه ها (۴)

واسه بازی پرسپولیس و فولاد رفته بودم استادیوم ، اخرای بازی ب...

اوایل ترم بود.صبح زود بیدار شدم که برم دانشگاه. چون عجله داش...

یک تهرانی، یه اصفهانی، یه شیرازی و یک آبادانی توی کافی شاپ ب...

یه بنده خدا نشسته بود داشت تلویزیون میدید که یهو مرگ اومد پی...

سناریو اوبیکاکا

𝑃𝑜𝑤𝑒𝑟 𝐺𝑎𝑚𝑒𝑃𝑎𝑟𝑡: 𝟺دختر با قدم‌های محکم و با اطمینان وارد لابی...

---**ادامه: بغل بابا، پناهگاه دوم**چهار روز از اون ماجرای پر...

پارت ۷۷

جادوی سیاه

ابلیس

پارت ۲۹دوباره اوضاع برای ساسکه تبدیل به جهنم متحرک شد.او قرا...

#نفرتی_عاشقانه 𝑷𝒂𝒓𝒕:𝟓𝟔ویو راوی. جونگ کوک با حس شنیدن صدای شر...

پارت پنج بعد از چند ساعت تمرین سخت و نفس‌گیر، بالاخره مربی ا...

پارت ۳۲ملافه های سفید، کاکاشی وقتی چشمش را باز کرد اول ان ها...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط