اےدرآمیخته باهرکسی ازراه رسید•میتوان ازتو فقط دورشد و آه
اےدرآمیخته باهرکسی ازراه رسید•میتوان ازتو فقط دورشد و آه کشید•پرچم صلح برافراشته ام برسر خویش•نه یکی،بلکه به اندازه ےموهاے سفید•سالهامثل درختی که دم نجاریست•وقت روشن شدن اره وجودم لرزید•ناهماهنگی تقدیر نشان داد بمن•به تقاضای خود اصرار نباید ورزید• شب کوتاه وصالت به«گمان»شد سپری• دست در زلف تو نابرده دوتا صبح دمید• من ازآن کوچ که باید بروی کشته شوی• زنده برگشتم و انگیزهی پرواز پرید• تلخی وصل ندارد کم از اندوه فراق•شادی بلبل ازآن است که بو کردونچید• مقصد آنگونه که گفتند به ما،روشن نیست•دوستان نیمه ے راهید اگر،برگردید!
- ۲.۰k
- ۰۳ دی ۱۳۹۵
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط