{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

اصلا قرار نیست کـــه سرخم بیاورم

اصلا قرار نیست کـــه سرخم بیاورم

حالا که سهم من نشدی کم بیاورم

دیشب تمام شهر تو را پرسه میزدم

تا روی زخمهـــای تـــو مرهم بیـاورم

میخواستم که چشم تو را شاعری کنم

امّا نشد کــــه شعــــر مجسم بیــــاورم

دستم نمی رسد به خودت کاش لااقل

می شد تــــو را دوباره به شعرم بیاورم

یادت که هست پای قراری که هیچ وقت.....

میخواستم برای تــــو مریـــــم بیاورم؟

حتی قرار بود که من ابر باشم و

باران عاشقانـــه ی نم نم بیاورم

کلّــی قرار با تــــو ولی بی قرار من

اصلا بعید نیست که کم هم بیاورم

......

اما همیشه ترسم از این است٬ مردنم

باعث شود بـــه زندگیت غـــــم بیــاورم

حوّای من تو باشی اگر٬ قول میدهم

عمراً دوباره رو به جهنّـــــم بیاورم

خود را عوض کنم و برایت به هر طریق

از زیــــر سنگ هم شده٬ آدم بیــــاورم

بگذار تا خلاصه کنم٬ دوست دارمت

یا باز هـــم بهــــانه ی محکم بیاورم؟
دیدگاه ها (۱)

کسی ما را نمی پرسد کسی ما را نمی جوید کسی تنهایی مارا نمی گ...

غمخوار من ! به خانه ی غم ها خوش آمدی با من به جمع مردم تنه...

قسمت اين بود که من با تو معاصر باشم تا در اين قصــــه پر حا...

دیروز پس از مردن آدم برفی شد آب تمـــام تن آدم برفی امروز ...

New post پاشوووو دیگهههه چیزی نیس... چیزی نیست نترس خاله برل...

{ 𝐵𝑒𝓉𝓌𝑒𝑒𝓃 𝓉𝑜𝓌 𝓈𝓅𝒶𝒸𝑒𝓈 }𝒫𝒶𝓇𝓉  ⁷⁵..جونگ‌کوک : من اِی‌سکشوال اَم...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط