{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

تب کرده ام

تب کرده ام
خوب میدانم که از دوری تو هست.شده ام مثل خودت که از دوری من تب میکنی...کجاست مرهم دستانت روی پیشانی من...دلم نفس هایت را میخواهد که نفس بکشم...شد کمی از چشمهایت را بفرست که محتاج آنم..
جانم فدایت بانوی مهربانم..
دیدگاه ها (۱)

زانو میزنم به پاس تمام محبت هایت..و بوسه باران میکنم دستهایت...

کسی را دوست بدار که "دوستــــــــــــــــــــت دارد", حتی اگ...

دردت به جانم...همه امید من...خوبم تو که خوب باشی,,دلم هوایت ...

می بوسمت بدون سانسورو می گذارمت تیتر درشت روزنامهآنجا که حرو...

.𝓟𝓪𝓻𝓽 ³¹. 𝑚𝑎𝑛𝑑𝑎𝑡𝑜𝑟𝑦 𝑠𝒉𝑎𝑟𝑒..𝓶𝓪𝓷𝓭𝓪𝓽𝓸𝓻𝔂 𝓼𝓱𝓪𝓻𝓮.برای چند لحظه فقط...

╰•★★ زنـבگے בوبارـہ ★★• 1️⃣3️⃣╯Ⓟⓐⓡⓣ هر بار که این ج...

---در که بسته شد و صدای آخرین مهمان در راه‌پله محو شد، **جون...

.𝓟𝓪𝓻𝓽 ⁴³. 𝑚𝑎𝑛𝑑𝑎𝑡𝑜𝑟𝑦 𝑠𝒉𝑎𝑟𝑒..𝓶𝓪𝓷𝓭𝓪𝓽𝓸𝓻𝔂 𝓼𝓱𝓪𝓻𝓮.میا چند ثانیه فقط...

『 #Dark Fantasy Romance 』The Scarlet Cure━━━━━━⊱ ⚔ ⊰━━━━━━پا...

╣⁠[⁠No touching فصل ۲]⁠╠⁠❤️‍🔥⁦(⁠。⁠♡⁠part 157♡⁠。⁠)⁩روز سوم بي...

پارت ۴«تو امروز با اون کاری که کردی، تقریباً خودت رو کشتی.»چ...

سه پارتی از چان: (وقتی که هردوتون...) p3 اخر(چند شب بعد)کم ک...

Enemys Embrsce [ part ۱۹ ]

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط