{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

کشاورزی مشغول پاشیدن بذر بود

کشاورزی مشغول پاشیدن بذر بود
ثروتمند مغروری به او رسید
و با تکبر گفت:
بکار، که از تو کاشتن است
و از ما خوردن!

کشاورز نگاه معناداری
به او انداخت و گفت:
دارم یونجه میکارم..🌾
@yavashaki2016
دیدگاه ها (۱)

.𝓟𝓪𝓻𝓽 ³⁴. 𝑚𝑎𝑛𝑑𝑎𝑡𝑜𝑟𝑦 𝑠𝒉𝑎𝑟𝑒..𝓶𝓪𝓷𝓭𝓪𝓽𝓸𝓻𝔂 𝓼𝓱𝓪𝓻𝓮.تهیونگ نگاهش رو س...

𝓣𝓱𝓮 𝓟𝓻𝓲𝓷𝓬𝓮’𝓼 𝓒𝓱𝓸𝓲𝓬𝓮Part 23ویولت تمام مسیر برگشت را به نامه ف...

𝑻𝒆𝒎𝒑𝒕𝒂𝒕𝒊𝒐𝒏 𝒂𝒏𝒅 𝒔𝒉𝒂𝒅𝒐𝒘سایـہ و وسوسـہ𝐏𝐚𝐫𝐭 24 صدای جک از پایین ...

🖤 غریبه‌ای که حس آشنایی داشت 🖤پارت ۴ | «صبحانه‌ای که تبدیل ب...

فیک : بین راندها

My professor Chapter:2Part:65یونگی:با دست کم گرفتنم فقط باعث...

پارت بیست‌ و پنجم | خاطرههواپیما مدت‌ها بود از زمین فاصله گر...

#just_doktor p۷یک هفته به سختی برای سونگمین کوچولو گذشتهرشب ...

like swan 🦢#like_swan𝑃𝑇 2ویو ات:بقیه‌ی مسیر خیلی زود گذشت. م...

007-پنهان در مه - پارت ۶۷

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط