{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

از پشت پنجره ی ایمانم

از پشت پنجره ی ایمانم
خدا را می بینم
چه باشکوه خدایی است
در خنده هایش ، داشته هایم را می بینم
آغوشش را باز می کند
نداشته هایم را دور می ریزم
به سمتش می دوم
دستانش را میگیرم و
چند قدمی کنارش قدم می زنم
به خودم
به خدا...
4/11/سیزده نود و چهار
دیدگاه ها (۶)

نزدیک نماز صبح شد ...صدای پای ابن ملجم نزدیک است ...

http://www.google.com/search?q=ashvan&client=ms-android-sams...

عید همگیتون مبارکتولد امام حسن (ع) تبریک می گم به همتون

http://nex1music.com/%D8%AF%D8%A7%D9%86%D9%84%D9%88%D8%AF-%D...

𝓕𝓪𝓵𝓵𝓲𝓷𝓰 𝓵𝓸𝓿𝓮 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷 𝓪𝓷𝓭 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷②⑦ زیبایی برایم معنایِ واحدی ندا...

𝓕𝓪𝓵𝓵𝓲𝓷𝓰 𝓵𝓸𝓿𝓮 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷 𝓪𝓷𝓭 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷②②_بخش دوم_چوبدستی ها دست ری است...

#آیا_ارواح_میتوان_زنده_شد؟PT:1میا هر شب دقیقاً ساعت سه و هفد...

_«درِ سیزدهم» 🗝️🕯️هیچ‌کس پاسخ نداشت.تا اینکه پاکت، بدون اینک...

𝕯𝖗𝖊𝖆𝖒 𝖜𝖎𝖙𝖍 𝖒𝖊²⁰افسوس که تمام روابط انسانی نیاز به نوعی نقاب ...

#آیا_ارواح_میتوان_زنده_شد؟PT 2میا تا صبح جرئت نکرد از تخت پا...

𝑳𝒐𝒗𝒆 𝒐𝒓 𝒍𝒊𝒆❷❶_بخش سوم_ بلند می‌شود و دستم را می‌گیرد دمپایی ...

𝓕𝓪𝓵𝓵𝓲𝓷𝓰 𝓵𝓸𝓿𝓮 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷 𝓪𝓷𝓭 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷⑧هزاران رویا کشته می‌شوند تا بفه...

𝑳𝒐𝒗𝒆 𝒐𝒓 𝒍𝒊𝒆❷❶_بخش ششم_ جولیت_مکس و جارویش نجاتم دادند.سعی می...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط