{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

سوختم سوختم من از غم دل او پی یار دیگری بود

سوختم سوختم من از غم دل او پی یار دیگری بود
که عمر رویای من به سر رسید
باختم باختم من به او همه ی عمر دلدادگی رو
که غربت به خانه ام سرک کشید
خستم از دست روزگار
آسمون تو هم با من ببار
دیدگاه ها (۱)

«پیرمرد راست می‌گفت؛ زندگی انگار هیچ‌وقت قواره‌اش به تنِ ما ...

فیک تاج سلطنتی (The Royal Crown)

آخرین امیداین دست‌های خالی ما را رها مکنما را حساب کن ز میان...

★彡   Part 51 彡★ "خوب نیستم تهیونگ."چشم هاش برق زد.خودمم متوج...

پارت ۲۵حسنا نگاهی به دستِ دراز شده‌ی سامان انداخت. انگار یک ...

پارت: 19 (بخش1) **زاویه دید: هیزل**بوی گندِ هات‌داگ‌های نیم‌...

اسیر مافیا پارت ³سیاهی مطلق...ویو ا.ت بعد از اون دیگه چیزی ی...

دختر و پارتی

My professor Chapter:2Part:78یه بالا تنه ی ثابت بودقلبش كوبي...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط