{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

فرشته ی من

فرشته ی من



طلعت:نه..نمیشه..من دیگه نمیتونم اون معجون رو بسازم یکی از دارو هایی که توش استفاده می‌شد خیلی کمیابه من خودم به زور پیداش کردم
رزی:کمیابه...ولی میشه پیداش کرد دیگه؟
طلعت:آره ولی باید به جنگل معرکه برید هرکسی از اونجا سالم بیرون نمیاد
رزی:ی..یعنی چی
طلعت:فقط کسایی زنده بیرون میان که جادو داشته باشه اجنه یا فرشته باشن(با خنده)
من توی این ۵۰ سال زندگیم ادمی ندیدم که جادو داشته باشه (خنده)
رزی:فرشته؟


ویو رزی
من جیمین برگشتیم نگا هم کردیم بعد زدیم زیر خنده
رزی:خب خالا فرض کنید من یه فرشته میشه آدرس دقیق اونجا رو بگید(خنده)
طلعت:نکنه واقعا فرشته ای
هی تو(با جیمینه)
جیمین:بله
طلعات:تو از من این معجون رو گرفتی این معجون فقط برا فرشته هاس که نمیتونن حرف بزنن
نکنه این همونه؟
)در گوش جیمین)
رزی:ببخشیدا....ولی صداتون بلند بود شنیدم
و...ام بله من همونم ولی به کسی نگید
طلعت:😶...اممم...بیا نزدیک
رفتم نزدیکش
رزی:اممم..میخواید چکارم کنید؟
طلعت:پس بالات کو....وای چرا انقد حواس پرتم تو از اون داروعه خوردی...به خودت بیا طلعتتت
رزی:(خنده)
حالا میگید که مکان اون گیاه کجاست
طلعت:اون یه گله یه گله خیلی قشنگ ...توی جنگل متروکه...باید منوببرید به خونم تا نقشه ای که اونجا رو نشون میده بهتوت بدم
رزی:امم..چشم پی بلند شید تا همین الان بریم
بدو جیمین باید سریع بریم
جیمین:فقط منی که شدم تاکسی👍🏼
رزی:(زد در باسن جیمین😐)نق نزن بیا درو باز کن
جیمین:آروم ترررر....باسنمو از دست دادم(گریه الکی)
حسش نمیکنممممم


ویو جیمین
رفتم سمت ماشین درشو باز کردم طلعت و رزی هم نشستن راه افتادم(طلعت جلو نشسته رزی عقب)
رفتیم سمت خونش وقتی رسیدیم رفت تو و با یه نقشه برگشت
طلعت:ببین...جای گل مشخص شده که کارتون رو راحت میکنه دقیقه نوشته شده کجا برید
رزی:باشه..مرسی...برای جبران این کارتون شام رو خونه ی جیمین بخورم
جیمین:کومک خدایا این چه محافظی بود برام فرستادی این میخواد منو ورشکست کنه
رزی:ببند
جیمین:بیا جوابم رو هم میده


ویو رزی
سریع راهو به سمت خونه کج کرد
نیم ساعت بعد
رسیدیم به محض اینکه رفت تو حیاط سریع پیاده شدم رفتم تو عمارت بعد رفتم تو اتاقم لباسم رو عوض کردم (اسلاید دو)
سریع رفتم پایین
رزی:لیا...عه اینا چرا اینجورین لیا و جونگکوک...ادامه دارد
دیدگاه ها (۱)

فرشته ی منویو رزیجونگکوک سرشو گذاشته بود روی پای لیا و دوتاش...

فرشته ی منویو رزیجواب ندادم چون ممکن بود جیمین پشت در باشهدو...

فرشته ی منویو جیمینهمشون خواب بودن بیخیال حرف‌زدن باهاشون شد...

فرشته ی منجیمین:این دوستمه....تهیونگ کیم تهیونگچتتونه‌چرا دع...

(دلداده) ویو جونگکوک ساعت ۱ بود پس پاشدم رفتم حموم و لباسام ...

پارت ۶که یهو داشتم میخوردم زمین که دیدم شوگا اومد و با جادوی...

Do I love him, or do I hate him?P:¹ویو جیناامروز با صدای گری...

✥𝓜𝓨 𝓝𝓤𝓡𝓢𝓔(𝓟𝓐𝓡𝓣32🦋)✥(ویو لوین کاترین)کمکش کردم تا بلند شه...و...

پارت ۱۳دید ات نیست که همون موقع جیمین اومد و گفت چیشد ؟ تهیو...

پارت ۱۰ ویو جیسونگ وقتی به اون عمارت رسیدیم خیلی ریلکس و پرو...

مربی موتور سوار

part 9ویو مایکیصبح از خواب بیدار شدم و رفتم یه آبی به دست و ...

~~~~~(عشق ممنوعه)~~~~~~ ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط