{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

لره بادوست دخترش تو قبرستون راه میرفته

لره بادوست دخترش تو قبرستون راه میرفته
یهو گشت ارشاد میبینه

لره میگه بیا بشینیم سر یه قبر

طرف میاد گیر میده میگه آقا و خانوم اینجا چیکار میکنن؟
لره میگه مگه کوری؟سر قبر پدرم نشستم
میگه :اینکه قبر بچه اس .

لره میگه : پدرم تو بچگی مُرد ! میفهمی؟!!!!
دیدگاه ها (۳)

از یارو میپرسن :تو از زنت میترسی؟میگه :چرا باید بترسم؟لباسار...

درسته پسر های امروز نمی تونن مثل بابا هاشون کار کنن .....اما...

به یه پیرمرد میگن:آرزوت چیه؟میگه:کاش زنها رو مثل اسکناس میشد...

روزی مادر شوهری برای شاد کردن عروس خود به بازار رفت و برای ا...

انیا بعد کش.تن یک انسان اخ لباسم خو..نی شد میره تو دستشویی ت...

رمان تهیونگ

Love you پارت هفتم-داریم میریم امریکا نه&ارع-اوه از اینجا تا...

صبح میشه ساکورا پا میشه میره تو حال و میفهمه میزوکی رفته دست...

پارت ۲(یونا عقب عقب میره که یهو میخوره به یه نفر که با ترس ب...

پارت پانزدهم

You are mine...¹[ویو نیلا]با عجله کفش هامو پوشیدم و از مامان...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط