پاییز است...
پاییز است...
باران که میبارد...
ترجیح میدهم...
برای خودم در فنجانم چای بریزم...
پشت پنجره ی باران زده بنشینم...
و به جای مرور تلخی های زندگیم...
به خدایی بیاندیشم...
که آرامشم را از حضورش در قلبم
و هر لحظه ی زندگیم دارم...
به خدایی که هوای هر نفسم را دارد....
باران که میبارد...
ترجیح میدهم...
برای خودم در فنجانم چای بریزم...
پشت پنجره ی باران زده بنشینم...
و به جای مرور تلخی های زندگیم...
به خدایی بیاندیشم...
که آرامشم را از حضورش در قلبم
و هر لحظه ی زندگیم دارم...
به خدایی که هوای هر نفسم را دارد....
- ۱.۸k
- ۲۵ آبان ۱۳۹۴
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط