{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

بچه ها من یه حیوون خونگی داشتم. یه طوطی کوچولو که تازه 5

بچه ها من یه حیوون خونگی داشتم. یه طوطی کوچولو که تازه 5 ماهش بود.....الان تقریبا 40 دقیقه از وقتی فهمیدم مرده گذشته....
من خونه تنها بودم....و جوجه ام هم داخل قفس نبود و برای خودش بازی میکرد و دور قفسش راه میرفت... بعد از چند دقیقه کلا ساکت شد . فکر کردم خوابیده یا داره غذا میخوره.... تقریبا 20 دقیقه بعد وقتی پیداش کردم که کل بدن کوچیکش توی اب غرق شده بود...(کنار قفسش یه کاسه پر از اب بود و افتاده بود توی اب)
آنقدر گریه کردم که چشمام داره میسوزه....
میدونم شاید براتون مهم نباشه. اما مرسی که تا اینجا خوندی و همدردی کردی...🫠🥲🥀💔


1405/2/۲۸.....
دیدگاه ها (۸)

#in_your_eyes part_9۵ویو کایلااز صبح حوصله‌ی هیچ‌کسو نداشتم....

dark life = ۳۷

لیا : پس تو اتاق مهمون بخواب کوک : میشه منم پیش تو بخوابم ( ...

وقتی داداش ناتنیت بود...پارت چهاردهمویو تهیونگیک سال از اون ...

𝐛𝐞𝐭𝐰𝐞𝐞𝐧 𝐥𝐨𝐯𝐞 𝐚𝐧𝐝 𝐡𝐚𝐭𝐞𝐏𝐚𝐫𝐭:⁴⁶ویو: ویکتورچند لحظه ساکت شدم.بعد...

✥𝓜𝓨 𝓝𝓤𝓡𝓢𝓔(𝓟𝓐𝓡𝓣27🦋)✥(ویو جئون جونگ کوک)(پانزده دقیقه از فهمید...

My_idol

تک پارتیاز:جونگکوک وقتی حالش خوب نبودچند وقتی میشه که جونگکو...

رمان :تاوقتی که عاشقت شدم

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط