{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

عشق حقیقی پارت⁷↓

عشق حقیقی پارت⁷↓
×جدی؟ ولی ژستتون به درس خوندن نمیخورد...

*داشت همینجوری نزدیکم میشد و منم اروم اروم عقب میرفتم که خوردم به دیوار.... اب دهنمو قورت دادم و تو چشاش زل زدم.. تقریبا صورتامون چند سانت فاصله داشت.... *

+من.. من..

*یهو سوجین اومد *

# سارا؟

*با دیدن سوجین یه لبخند زدم و سریع از صورت سوهو فاصله گرفتم و دست سوجین رو گرفتم و بردمش حیاط *

# درست دیدمم؟ .. شما دوتا...؟
+نهه..
# پس...
+بیخیال.. بیا بریم تو کلاس..

*بالاخره بعد از دو ساعت.. زنگ کسل کننده ریاضی تموم شد.. داشتم وسایلمو جمع می کردم که تو کیفم یه کاغذ سفید دیدم... بازش کردم و با متنی که دیدم گیج شدم *

بیا قرار بذاریم
دوستت دارم
_S_

*صدرصد مطمعن بودم که کار سوجونه.. کی جز اون میخواد منو حرص بده سر این قضیه؟.... *
*سرمو اوردم بالا و دیدم کلاس خالی شده و فقط من موندم با سوجین که داشت وسایلشو جمع میکرد*

# بریم؟..
+اوه.. اره بریم..
# نظرت چیه بریم کافه؟ دلم نمیخواد برم خونه و باز بابامو ببینم..
+تهش که چی سوجین؟ بالاخره که باید بری خونه..
# حداقل یکم دیرتر میرم و کمتر میبینمش..

*یه کافه پیدا کردیم و یه چیز گرم سفارش دادیم
دیدگاه ها (۰)

(دلداده)ا/ت:آره شروع کردم به ناز کردن سرش تقریبا یه ۱۰ مین د...

سیلام بیبی های من 😍🎀 چطورین ؟🧸 بریم برای پارت گذاری ؟😎بزن بر...

بهت خیانت کرد(به عنوان بوی فرند)ویو ا.تیه هفته اس که نامی رف...

اسم فیک : اون واسه منهp62ویو اتسریع وسایلامو جمع کردم و بعد ...

ستاره دنباله دار پارت:۳۱

(کشتار مافیا) «پارت 4ویو سوجین: داخل آشپزخونه شدم خیلی بزرگ ...

یونگی ویوکانگ لی رفت بیرون معلوم بود ا/ت میخواد گریه کنه آخی...

چند پارتی پارت ۱ | چرا از من متنفری؟ 🖤از وقتی تهیونگ وارد کل...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط