{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

سینه ام را گشته ام، هیچت نمی یابم چرا؟ / گر تو رویائی بگو

سینه ام را گشته ام، هیچت نمی یابم چرا؟ / گر تو رویائی بگو، هر لحظه در خوابم چرا؟

من که می دانم توئی، آن کس که بر در می زند / نقش ماتت پشت در، گوید که بی تابم چرا؟

تا به در راهی شوم، هم رنگ رویا می شوی / جویمت در خواب خود، یا چشم پر آبم چرا؟

عکس لبخندت چه خوش، دیوار دل روشن کند / هم نشین شمع شد، تصویر در قابم چرا؟

من که تنها ماه تو، مجنون و بیمارم نمود / پس بگو در عمق شب، درگیر مهتابم چرا؟

چشمه ای بودی که در تو، آسمان را دیده ام / آسمان ارزانی ات، من غرق آن آبم چرا؟

غنچه ات دیدم به تن، روئیدنت در سر شکفت / گل شدی نیلوفرم، اکنون که مُردابم چرا؟

نوش دارویت ببین، دستان دل را سیر کرد / دل نشین، حالا که من هم خون سُهرابم چرا؟

نازنین، می جویمت هر لحظه در هر گوشه ای / از سراب دیدنت، بیهوده سیرابم چرا؟!
دیدگاه ها (۲)

در زدی پدر ولی، پشت در کسی نبودکاش دست نرم باد در به روت می ...

سینه ام را گشته ام ، هیچت نمی یابم چرا؟گر تو رویایی بگو ، هر...

سینه ام را گشته ام ، هیچت نمی یابم چرا؟گر تو رویایی بگو ، هر...

سینه ام را گشته ام ، هیچت نمی یابم چرا؟گر تو رویایی بگو ، هر...

سینه ام را گشته ام ، هیچت نمی یابم چرا؟گر تو رویایی بگو ، هر...

هادی امت امام حق توئی/قطب هستی قدرت مطلق توئی.در تفاوت بی بد...

‍ خش خش ... چه آواز ِ دل انگیزی شنیدماز آسمان ها، شمس ِ تبری...

به بهانه وفات ام المومنین، حضرت خدیجه سلام الله علیها.می سوز...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط