{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

«گاهی تمامِ چیزی که برای زیستن نیاز داری، یک فنجان قهوه‌ی

«گاهی تمامِ چیزی که برای زیستن نیاز داری، یک فنجان قهوه‌ی داغ است و پنجره‌ای که رو به خیابان باز می‌شود. تماشای رقصِ دودِ برخاسته از فنجان، مثل تماشایِ سردرگمی‌های روزمره‌ام است؛ پیچ‌وتاب می‌خورد، اوج می‌گیرد و در نهایت در هوایِ بی‌تفاوتِ اتاق محو می‌شود. قهوه تلخ است، مثلِ حقیقت؛ اما همین تلخی‌ست که باعث می‌شود لحظه‌های شیرینِ زندگی، بیشتر به چشم بیایند.»
دیدگاه ها (۰)

عاشقانه های شبنم

دلم وقتی که می گیرد تو می آیی به دیدارمبه من آهسته می گویی "...

عاشقانه های شبنم

خیره شده بود به تقویم دیواری اتاق، به همان خط‌خوانی‌های آبی ...

می‌گویند «او رفته است»؛ کلمه‌ها را طوری ادا می‌کنند که انگار...

نام رمان: در سایه‌ی پناهگاه شیرینپارت ۱: عطر وانیل در میان د...

' در این اتاق ، زمان ایستاده است . قابِ عکسِ رویِ میز ، آخری...

p25

سلام بریم شروع رمان؟فصل اول:پیش از آن‌که خاکستر شویمپارت ۱: ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط