لحظه ای از عشق خواندی ، جان من بیمار شد
لحظه ای از عشق خواندی ، جان من بیمار شد
شور عشقت را گرفتم ، نبض من تکرار شد
روح و جانم را ربودی ، تاب وتوانم را گرفتی
از همه عالم گریزان , مست آن دیدار شد
در سکوت و انزوایم ، ذکر تو اجبار شد
بی تو بودن در وجودم ، هرنفس انکار شد
شور عشقت را گرفتم ، نبض من تکرار شد
روح و جانم را ربودی ، تاب وتوانم را گرفتی
از همه عالم گریزان , مست آن دیدار شد
در سکوت و انزوایم ، ذکر تو اجبار شد
بی تو بودن در وجودم ، هرنفس انکار شد
- ۶۹۱
- ۲۸ تیر ۱۳۹۷
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط