{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

یه بار از فشار دستشویی داشتم میترکیدم تارسیدم خونه پریدم

یه بار از فشار دستشویی داشتم میترکیدم تارسیدم خونه پریدم تو توالت و شروع کردم به باز کردن دکمه های پیرهنم به دکمه ی آخر که رسیدم یادم افتاد نباید پیرهنمو دربیارم هیچی دیگه انقدر خندیدم که همون یه ذره مقاومتی هم که داشتم از بین رفت و ..... بگذریم
دیدگاه ها (۸)

وقتی داداش ناتنیت بود...پارت پنجویو تهیونگات ادرس خونه رو گف...

فیک

پارت ۱۰ بعد از رفتن سوفیا، خونه دوباره ساکت شد.داشتم لیوان‌ه...

*عشق در اعماق یک مافیا* پارت 2اون‌قدر خسته بودم که نفهمیدم چ...

زیبای کوچک فریبکار

خب داستان زندگی خودمو براتون میگم پس خوب گوش کنین داستان از ...

پارت ۴ وییوی جیسونگ:وارد خونه شدم خونه ای که فکر میکردم یه ر...

𝙉𝙖𝙯𝙖𝙧𝙞𝙮𝙚‌ٔ 𝙈𝙖 | نظریه‌ی ماــــــــــــــــــــــــــــــــــ...

╭──────────────╮ 𝐒𝐰𝐚𝐧 𝐨𝐧 𝐭𝐡𝐞 𝐓𝐫𝐢𝐠𝐠𝐞𝐫 ‌ ‌ ‌ ╰──...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط