پارت ۱۹۱
پارت ۱۹۱
به سمت اینه برگردوندمو بعد سمت کمدش رفتو کمی بعد با یه جعبه اومد و با ملایمت به دستم دادش
-بازش کن
اروم درش رو باز کردم و کمی بعد یه ست چند تیکه ی خیلی شیک و ظریف نمایان شد
+ه...هیون...ا..این...برای منه ؟
-اره برای توئه ملکه ی من....
+خیلی خوشگله...البته نه به اندازه ی اون یکی...این یکی خیلی ظریفو دخترونس
-خوشحالم که خوشت اومده
جعبه رو از دستم گرفتم و برام پوشیدشون و اخرم با بوسه ای رویه گردنم عقب کشید
-خب بریم ملکه ی من؟...
+بریم دیر شد....
از رویه صندلی بلند شدم تا بریم بیرون ، وقتی بلند شدم بازوش رو به سمتم گرفت و منم دستم رو دورش حلقه کردمو رفتیم پایین
دیشب نتونستم بزارم ، چون یه اتفاقاتی افتاده بود امروز گذاشتمشون 🫶🏼🙃
به سمت اینه برگردوندمو بعد سمت کمدش رفتو کمی بعد با یه جعبه اومد و با ملایمت به دستم دادش
-بازش کن
اروم درش رو باز کردم و کمی بعد یه ست چند تیکه ی خیلی شیک و ظریف نمایان شد
+ه...هیون...ا..این...برای منه ؟
-اره برای توئه ملکه ی من....
+خیلی خوشگله...البته نه به اندازه ی اون یکی...این یکی خیلی ظریفو دخترونس
-خوشحالم که خوشت اومده
جعبه رو از دستم گرفتم و برام پوشیدشون و اخرم با بوسه ای رویه گردنم عقب کشید
-خب بریم ملکه ی من؟...
+بریم دیر شد....
از رویه صندلی بلند شدم تا بریم بیرون ، وقتی بلند شدم بازوش رو به سمتم گرفت و منم دستم رو دورش حلقه کردمو رفتیم پایین
دیشب نتونستم بزارم ، چون یه اتفاقاتی افتاده بود امروز گذاشتمشون 🫶🏼🙃
- ۷.۴k
- ۱۹ فروردین ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط