{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

چقدر زیر این نقاب تظاهر به شادی ، اطرافم پر می شود از آدم

چقدر زیر این نقاب تظاهر به شادی ، اطرافم پر می شود از آدمک های قد کشیده و نکشیده حریص ...

که لولیده اند در تن عریانم ...

اما وقتی نقابم را برمی دارم ...

نه خبری از آدمک هست و نه دلهای تپنده برایم ...

آدمک عاشق است ...

نه بر من تنها ...

بلکه بر این نقاب لعنتی !!!
دیدگاه ها (۲)

اختلاف یعنیدختری چوب کبریت های نفروخته اش را می خوردمردی خور...

مرا به کعبه چه حاجت!طواف می کنم " مـــــادری " را که برای لم...

اینکه شما در خانه چه برنامه ای میبینید به ما مربوط است!اینکه...

فانوس های ده میدانند بیهوده روشن اند...وسگان ده با خبر اند ک...

«بابای.مهربونمنمی‌دانم این نامه را کجا باید پست کنم، اما می‌...

#باران 🦋🫰🏼«بابای مهربانم… نمی‌دانم این نامه را کجا باید پست ...

موضوع :  وقتی که دلش برات تنگ میشه .*****نامجون **کاغذها رو ...

𝓕𝓪𝓵𝓵𝓲𝓷𝓰 𝓵𝓸𝓿𝓮 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷 𝓪𝓷𝓭 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷①⑨_بخش دوم_"دوست دارم سوروس"دوبا...

خیلی ذوق دارمشبیه همان شوقی که بارها در نگاهت دیده بودم.می‌د...

📖 رمان: گرفتار تو ✨پارت بیست و دوم: نقابِ شیشه‌ای و حقیقتِ ت...

پارت ۴۸

──• ⌞𝐌𝐚𝐬𝐤⌝ •──نـقــاب⁹⁶و من..انگار تشنه اون بوسـ‌ه بودم..تشن...

پارت هفتم: رازهای مشترکهوا از پشت پنجره‌ی بزرگ دفتر، کم‌کم ب...

پارت: 10 (بخش1) **زاویه دید: هیزل**روز چهارم تنبیه بود و سال...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط