{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

پارت

پارت ۶۱

ددی_فاکر


ساناکو و سوبین و آنا رفته بودن بار
ساناکو نمیزاشت اونا مست کنن
ولی دوتاشون رفتن بین بقیه و میرقصیدن
ساناکو هم با بی میلی ب بقیه نگاه میکرد
که ینفر اومد سمتش و وایساد پیشش

& های لیدی☺️
ساناکو:: هوم؟!
& مایل به...
ساناکو:: بهتره دهن گشادتو ببندی و دنباله حرفتو نزنی
چون زبونتو از حولقومت میکشونم بیرون
& خ..خیلی خب

مرده رفت و ساناکو با پوزخند
به صندلیش تکیه داد

همینطور ک ب بقیه نگاه میکرد چشمش رو ینفر افتاد
خودشم نمیدونست چرا
ولی پاشد و افتاد دنبالش
آروم سمتش میرفت و اون دورتر میشد
ک سرعتشو زیاد کرد
ناخودآگاه صداش زد

ساناکو:: هی تو...و..وایسا

ک محکم خورد ب ینفر و افتاد
کسی ک الکلا دستش بود هم افتاد و نوشیدنیا ریخت

@ کوری هرزه؟؟؟!!!
ساناکو:: ببند فکو

ساناکو پاشد بره ک مرده دستشو گرفت کشوندش سمت خودش

@ خسارت زدی
ساناکو:: خو؟! پول میخای؟!
@ ن یجور دیگه جبران کن
ساناکو:: هه؟!
@ یکم باید بهم حال بدی...
ساناکو:: یبار دیگه تکرار کن
@ همونی ک شنیدی...

ساناکو گردنشو گرفت و پرتش کرد جلو ک افتاد
رفت و شروع کرد ب لگد زدن بهش
خیلیا جمع شده بودن و نگاشون میکردن
تعجب کرده بودن و پچ پچ میکردن

ساناکو:: میخای منو برده جنسی خودت کنی بی پدر هاااا؟؟؟!!! انقد باید کتک بخوری تا آدم شی...میاد بون میگه بهم حال باید بدی...باید؟؟؟!!! تو کی باشی اصن حرومزاده؟!

جونگ میونگ:: حِح...چ خفنه😏
کوک:: کیم ساناکو...
جونگ میونگ:: چییی؟! مطمئنی؟؟؟
کوک:: بریم
جونگ میونگ:: چی چیو بریم من با این کار دارم
کوک:: خفه شو مگه چیکارت کرده گفتم بریم...
جونگ میونگ:: بس کن دیگه دختر...هوی باتوئم

ساناکو با شنیدن صدای جونگ میونگ پاشد
مرده هم در رفت
کم کم دورشون هی خلوت میشد
کوک روشو برگردونده بود

جونگ میونگ:: داشتی میکشتیش
ساناکو:: من میشناسمت؟!
جونگ میونگ:: برات اشنام هوم؟!
ساناکو:: ف..فک کنم
کوک:: بریم

ک ساناکو چشش افتاد رو کوک

ساناکو:: ک..کوک
جونگ میونگ:: بازم همو میبینیم کیم ساناکو
ساناکو:: کوک فک کردم بلایی سرت اومده
جونگ میونگ:: خو؟! بتوچه شاید اومده بود
کوک:: بسه بیا بریم عمارت
ساناکو:: کوک این کیه؟!
جونگ میونگ:: همسر آیندش
ساناکو:: ک..کوک
کوک:: بریم جونگ میونگ

کوک دست جونگ میونگ رو گرفت و رفتن
جونگ میونگ با پوزخندی راه افتاد

ساناکو:: ج..جونگ میونگ؟؟؟؟ ا..این...ایننن آره خودشه!!!

فلش بک...


یون جون:: س..ساناکو ب..ببین جئون جونگ میونگ...اون دختر عموی جئون جونگ کوکه...ک ت.. تحت سرپرستی پدره کوک بوده..پ..پدر مادرشو از بچگی از دست داده....ی..یادت نره چاقویی ک خوردم کاره اونه...جئون جونگ میونگ ت..تو قتل خاهرمون جینا دست د..داشت...

ساناکو:: ی..یونجون تو نباید بمیری...یونجوووون...ق..قسم میخورم انتقامتو بگیرم برادر...

پایان فلش بک(یعنی گذشته ای ک بیاد آورده بود)

خون تو چشمای ساناکو جمع شده بود
دستاشو مشت کرده بود و عصبی بود...

ساناکو:: مدت ها پیش ک هیچ گوهی نبودم...باعث بانی ب نابودی کشیده شدن خانوادم خیلیا بودن... ک تاالان یکی ب یکیشو با دستای خودم یا ب دستور خودم ب قتل رسوندم
هیچوقت نتونستم کسایی ک باعث شدن تو صگ دونی زندگی کنیم...بدبختی بکشیم... غصه بخوریم و پدرم جلو چشام از کار زیاد توان راه رفتن نداشت...رو ببخشم...
جئون جونگ میونگ کنار کوک ک هیچ...اون دنیام بری دنبالتم و خونِتو میریزم...

#dasam


۲۳۰ لایک بشه
اصکی ممنوع

https://splus.ir/dadifaker
https://splus.ir/dadifaker
https://splus.ir/dadifaker
دیدگاه ها (۰)

پارت ۶۲ددی_فاکرکوک:: کی گفت باهاش حرف بزنی ها؟!جونگ میونگ:: ...

پارت ۶۳ددی_فاکرکوک و جونگ میونگ یه محضر ساده رفتن(اونام محضر...

پارت ۶۰ددی_فاکرکوک:: کجا بودی...جونگ میونگ:: مثل همیشه هیجاک...

پارت ۵۹ ددی_فاکرجونگ میونگ:: خوب شناختی! جئون جونگ کوک.........

ویو بعد شام ( کوک دست یونها رو گرفت برد سمت ی اتاق ) کوک : م...

part 6عشق پنهان 《ویو جونگ کوک بعد از ظهر 》من یک مافیای بزرگم...

پارت ³³+( عقب هلش دادم ) _ آخ چرا میزنی سر زخمم + ای وای ببخ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط