{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

به نام صدایش کن که شاید صدای تو آرام جان او باشد , به نام

به نام صدایش کن که شاید صدای تو آرام جان او باشد , به نام صدایش کن که وقتی صدایش کردی برگردد و به تو نگاه کند و از تو بپرسد چه میخواهی ؟؟ و تو راحت و رک به او بگو قلب تو را میخواهم تا برای من بتپد که چون قلب تو دنیای من است و تپیدنهایش ضربان نفس کشیدنم است , به نام صدایش کن تا بداند به زبان آوردن نام معشوقه چه حس و حالی دارد
دیدگاه ها (۲)

چه دردی است در میان جمع بودن ولی درگوشه ای تنها نشستنبرای دی...

بی قرارم بی تابم , اصلا میدانی چیست ؟؟ دلتنگم دلتنگ تویی که ...

از تو دلگیر نیستم از دلم دلگیر هستم که نبودنت را بدون هیچ شک...

«نفرت و عشق».📖 فصل اول – پارت دوم🚬 [از زبان پریسا]محکم دستمو...

🎭 آخرین نقشپارت چهارم— دوربین آماده‌ست!لیانا نفس عمیقی کشید ...

#pain#P⁹⁹#Season²تهیونگ: میدونم... میدونم که چیکار کردم.... ...

《검은 마음》ادامه پارت سومامیلی ناگهان یاد پیام ناشناس افتاد. یاد...

سناریو اوبیکاکا

𝙈𝙮 𝙧𝙚𝙙 𝙡𝙞𝙤𝙣 / part⁴" توصیف در یک جمله:آغازِ یک صبحِ عاشقانه"...

# پارت ۲۳: سایه‌ها و نورپاریس در زیر بارانِ ریز و خاکستری، ب...

پارت: 24 (بخش2) **زاویه دید: هیزل*«زین؟» صداش زدم. انتظار دا...

[تکپارتی]......صدای نفس های ارام و منظم جونگکوک اتاق را پر ک...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط