پیرمرد به زنش میگه بیا یاد قدیما کنیم. من تو پارک باهات
پیرمرد به زنش میگه بیا یاد قدیما کنیم. من تو پارک باهات قرار میزارم تو بیا. میره پارک یکی دو ساعت طول میکشه نمیاد، میره خونه میبینه زنش نشسته خونه داره گریه میکنه. میگه چی شده؟ میگه مثلا بابام نذاشت بیام!
- ۴.۵k
- ۰۱ شهریور ۱۳۹۳
دیدگاه ها (۳)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط