{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

واااااااااااو خدااااا بعد از ده سال خوندم خاطرات چقد شادی

واااااااااااو خدااااا بعد از ده سال خوندم خاطرات چقد شادی اوره...وااای کلی دلم شاد شد خندیدم...این یکی از خاطرات دوران بچگی دوستم مرجان هست ک برا من نوشته...کاااش همیشه بچه بودیم...ده سال پیش با الان چقدر فرق کرده...:-)
دیدگاه ها (۱۹)

اینو از من داشته باشین دوستای گلم...یه حقیقته تو این دوره و ...

منو ویسگون امروز دریا یهویی...خخخ

اوهوم...انسااااان فراموشکار است....!!!

اره همش بخاطر ترس از دست دادنه...اما بزرگترین اشتباس...تو را...

Love you پارت هفتم-داریم میریم امریکا نه&ارع-اوه از اینجا تا...

پارت ۱۱ روز بعد، از صبح مشغول مرتب کردن خونه بودم.پسرخاله‌ام...

پارت ۵۵:مادر(ماری)یک بار دیگه به صورت ماه سونگ آه نگاه کردم....

شیپ این دوتا فقط😂😂😂😂😂🤍__تیزر قسمت پنجم برنامه Matchudagani ب...

«جاده»...«راه رفتن»...شاید یکی از بهترین تسکین‌های آدم همین ...

⌞🎥⌝BTS World Tour 'ARIRANG' in East Rutherford – Day 1 | End...

#تلنگر#داستان واقعییادمه دوران مجردی خوبی داشتم؛ طوری که گاه...

اسلاید ۱ترجمه نامه چانی به مناسبت تولد استی🐺✨استی~!♡تولدت مب...

KIM V

KIM V

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط