{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

داشتم ناهار می خوردم، گودزیلامون (وقتی ناهار می خوره خیلی

داشتم ناهار می خوردم، گودزیلامون (وقتی ناهار می خوره خیلی کثیف کاری میکنه) اومد پیشم نشست. بهش گفتم تا حالا دیدی گاو و پرنده با هم غذا بخورن؟
گفت :پس من پر میزنم میرم.
من::/
گودزیلامون :پر زد رفت
گاو::/
پرنده:)
دیدگاه ها (۱)

دیگر نه "شلوار پاره" نشانه ی "فقر" است.... نه "سکوت" علامت "...

یه مرد باس خرجی خانومشو به موقع بده

این عمرنیست که کوتاه است این ماهستیم که کوتاهی میکنیم...

درد دارد... وقتی چیزی را کسر میکنی که با وجودت جمع زده ای...

خون و عشق 🩸❤️ پارت چهارم لینو بعد از چند دقیقه از اون خیاب...

رمان تهیونگ

Pat:6اسم: عاشق چشماش شدمجونگکوک . سرم و اوردم بالا و با خنده...

پارت ۵ساعت ۲۳ و ۲۸ دقیقه شب_جیمین:بعد از‌ اون اتفاق‌ پدرم رف...

اسم فیک = «محو اقیانوس نگاهت»پارت «40»ویو جئون آنجلیناحدود ظ...

اسم فیک = "محو اقیانوس نگاهت"پارت "33""ویو جئون آنجلینا"غذا ...

سناریو استری کیدز وقتی انقدر با برادرت صمیمی هستی که حسودی م...

𝐀 𝐒𝐭𝐫𝐚𝐧𝐠𝐞𝐫 𝐂𝐚𝐥𝐥𝐞𝐝 𝐚 𝐅𝐫𝐢𝐞𝐧𝐝𝐏𝐚𝐫𝐭𝟕𝟖دقایقی بعد، درِ اتاق اورژانس...

P³¹The name of the story: A Ruined, Forced Love(عشق تباه شده...

P¹⁴The name of the story: A Ruined, Forced Love(عشق تباه شده...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط