{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

پارت ۵

پارت ۵
ساعت ۲۳ و ۲۸ دقیقه شب_جیمین:
بعد از‌ اون اتفاق‌ پدرم رفت و یونگی‌ برام پیتزا سفارش داد و منم داشتم با شوق از اتفاقات امروز تو شرکت تعریف میکردم:
جیمنین:یونگی امروز یکی از کارمندا تو جلسه،بعد از اینکه تو رفتی اومد و بهم گفت خیلی حرف میزنم و هیچکی منو تحمل نمیکنه،ولی من گفتم مرد من میشینه اینجوری به حرفام گوش‌ میده
جیمین اینو وقتی گفت که دهنش پر پیتزا بود و کمی سس به لب پایینش چسبیده بود پس یونگی دست به کار شد و رفت جلو و لیسی به گوشه ی لب‌ جیمین زد و اون رو شگفت زده کرد
دیدگاه ها (۵)

پارت ۶ "اخر"یک ماه بعد_نویسنده "کارن":یک ماه از اون اتفاق گذ...

خب خب ناناز بلا های‌ کارن،یونمینو براتون گذاشتم ببینم حالا ک...

پارت ۴۲ هفته بعد_ساعت ۲۱ و ۴۹ دقیقه شب_نویسنده "کارن":دو هفت...

پارت ۳ساعت ۸ و ۴۲ دقیقه صبح_یونگی:بعد از اینه گفت با پدرش بح...

You are paying back karma پارت²⁶اون مرتیکه یقه یونگی رو گرفت...

You are paying back karma ³²پارترمز در رو زد و با عصبانیت وا...

You are paying back karma ¹⁰پارت¹⁶:⁰³آلفا به آرومی در اتاق ب...

Part9: با اینکه مرده مقابلش خیلی جذاب بود ولی جیمین نباید کم...

پارت دهم ....پدر.ت. می تونید برید توی اتاق جلسه و صحبت کنید ...

#نفرتی_عاشقانه 𝑷𝒂𝒓𝒕:𝟕𝟒هردو خنده ای کردند که تهیونگ گفت. تهیو...

#pain#P¹⁰⁴#Season²_ چطور ممکنه؟.... درسته که پدرم ممکنه آدم ...

*teakook*

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط