این روزها که میگذرد، جور دیگرم
این روزها که میگذرد، جور دیگرم
.
دیگر خیال و فکر تو افتاده از سرم
.
دیگر دلم برای تو پرپر نمیزند
.
دیگر کلاغ رفته به جلد کبوترم
.
دیگر خودم برای خودم شام میپزم
.
دیگر خودم برای خودم هدیه میخرم
.
دیگر بلد شدم که خداحافظی کنم
.
دیگر بلد شدم که بهانه نیاورم
.
اسمت چه بود؟ آه از این پرتی حواس
.
این روزها من اسم کسی را نمیبرم
.
این روزها شبیه «ارف»های سابقم
.
هر چند بدترم ولی از قبل بهترم
.
من شعر مینویسم و سیگار میکشم
.
تو دود میشوی و من از خواب میپرم
.
دیگر خیال و فکر تو افتاده از سرم
.
دیگر دلم برای تو پرپر نمیزند
.
دیگر کلاغ رفته به جلد کبوترم
.
دیگر خودم برای خودم شام میپزم
.
دیگر خودم برای خودم هدیه میخرم
.
دیگر بلد شدم که خداحافظی کنم
.
دیگر بلد شدم که بهانه نیاورم
.
اسمت چه بود؟ آه از این پرتی حواس
.
این روزها من اسم کسی را نمیبرم
.
این روزها شبیه «ارف»های سابقم
.
هر چند بدترم ولی از قبل بهترم
.
من شعر مینویسم و سیگار میکشم
.
تو دود میشوی و من از خواب میپرم
- ۹۵۸
- ۲۸ فروردین ۱۳۹۴
دیدگاه ها (۷)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط