{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

دیگر از آن همه شیطنت و شلوغی خبری نیست...

دیگر از آن همه شیطنت و شلوغی خبری نیست...
آنقدر بخاطره ضربدر های جلوی اسمم چوب روزگار را خوردم که تبدیل به ساکترین شاگرد کلاس زندگی شدم...

فکر نکنید من تنهاترین تنهای این شهرم نه
من هنوز خدا را دارم
هوامو داشته باش تنها پناهم
دیدگاه ها (۱۸)

این عکس برای مسابقه ی عکاسیهخودم گرفتم نظر یادتون نره

خودم که هیچ ...... پدر و مادرم به فدایت

راه ما راه ثاراللهبا مایند شهدا همراهاینک موسم فتح ماستبسم ا...

ﺁﻫﻦ ﺁﺏ ﺩﯾﺪﻩ ﺭﻧﮓ ﻋﻮﺽ ﻧﻤﯽ ﮐﻨﺪ ﭼﻬﺮﻩ ﯼ ﺍﻧﻘﻼﺏ ﺭﺍ ﺟﻨﮓ ﻋﻮﺽ ﻧﻤﯽ ﮐﻨﺪ ...

چند پارتی

رمان { همسایه ای از جنس شب و روز }

پارت 41🌙 ویو هیون‌وو:هیون‌وو: بچه‌ها، من حساب کردم... بریم.ه...

〜∘ 𝑮𝒐𝒍𝒅𝒆𝒏 𝑪𝒂𝒈𝒆 ∘〜قـفـس طـلایـیpart_5ویو تهیونگجلسه تازه تموم...

〜∘ 𝑮𝒐𝒍𝒅𝒆𝒏 𝑪𝒂𝒈𝒆 ∘〜قـفـس طـلایـیpart_5ویو تهیونگجلسه تازه تموم...

🎀❤️ پارت 22 — ویو تهیونگ❤️🎀تا اومدم حرفم رو بزنم، چشمم افتاد...

......//برده ی زیبا//.....

پشت نگاه سردت — پارت دهم ویو تهاز خواب بیدار شدم، دوش گرفتم ...

هعییییی نوع پست و اینارو برگرفتع از خاله سانی نوشتمح😍💔موضوع ...

پشت نگاه سردت .... پارت 24 𐙚🦋 ویو تهیونگ 🦋وقتی به مدرسه رسید...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط