مرد می خواست بگوید دوستت میدارم
مرد می خواست بگوید دوستت میدارم
و دید این را همه ی گفته اند
و بسیاری دیگر هم خواهند توانست گفت
پس نگفت و خواست نگاه کند
و دید بسیاری نگاه کردهاند
و بسیاری دیگر نگاه کردن خواهند توانست
پس نگاه هم نکرد
و گفت سکوت کنم اما دید بسیاری سکوت کردهاند
و سکوتکنندگان بسیاری نیز از پس او خواهند آمد
مرد ندانست چـه کند
ندانست چـه بگوید
کـه نگاه کند یا نکند
کـه سکوت کند یا نکند.
دودلی نبود
تردید نبود
حرفی نبود
گفت: کسیکه نمی آید نمیرود. و نمیماند
و دید این را همه ی گفته اند
و بسیاری دیگر هم خواهند توانست گفت
پس نگفت و خواست نگاه کند
و دید بسیاری نگاه کردهاند
و بسیاری دیگر نگاه کردن خواهند توانست
پس نگاه هم نکرد
و گفت سکوت کنم اما دید بسیاری سکوت کردهاند
و سکوتکنندگان بسیاری نیز از پس او خواهند آمد
مرد ندانست چـه کند
ندانست چـه بگوید
کـه نگاه کند یا نکند
کـه سکوت کند یا نکند.
دودلی نبود
تردید نبود
حرفی نبود
گفت: کسیکه نمی آید نمیرود. و نمیماند
- ۳.۷k
- ۱۲ اردیبهشت ۱۳۹۹
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط