{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

...

...
زن زیبایی نیستم
موهایی دارم سیاه ، که فقط تا زیر گردنم می آید
نه شب را یادت می آورد ، نه ابریشم ، نه سکوت شاعرانه ،
نه حتی خیالِ یک خواب آرام
پوست گندمی دارم
که نه به گندم می ماند ، نه به کویر
و چشمهایی
که گاهی سیاه می زنند ، گاهی قهوه ای
دست هایم ....
دست هایم اما ... مهربانند .
.مرا همینطور ساده دوست داشته باش
دیدگاه ها (۶)

مــــــــــــاهــے هرگز با دَهانــِ بستہ صید نمی شودرازهـــا...

آدﻣﻬﺎﯾﯽ ﻫﺴﺘﻨﺪ ﮐﻪ ﺷﺎﯾﺪ ﮐﻢ ﺑﮕﻮﯾﻨﺪ “ ﺩﻭﺳﺘﺖ ﺩﺍﺭﻡ”♥ ﯾﺎ ﺷﺎﯾﺪ ﺍ...

دلمان که میگیرد تاوان لحظه هاییست که دل میبندیم!......خدای خ...

من به حضور خیال انگیز تو در شعرهایم عادت کرده اممثل کودکی بی...

دســت نوشتــه هــای عمــو هیــون قسمــت بیســت و یکــم سـی...

پارت ۷چند دقیقه گذشت قهوه‌ها رو آوردن داشتم قلوپی‌ از قهوه م...

هنوز هم وقتی صدای همآن موسیقیِ خاص در خانه می‌پیچد، انگار زم...

✦ اولین گناه ✦فصل اول: خانه‌ای که نفس نمی‌کشدباران به شیشه م...

پارت: 24 (بخش2) **زاویه دید: هیزل*«زین؟» صداش زدم. انتظار دا...

سناریو تهیونگ

𝑳𝒐𝒗𝒆 𝒐𝒓 𝒍𝒊𝒆❷❶_بخش سوم_ بلند می‌شود و دستم را می‌گیرد دمپایی ...

وقتی باران بند آمدباران از صبح می‌بارید.ات کنار پنجرهٔ کافه ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط