{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

بامن بمان ‎

بامن بمان ‎
می خواهم درفضایی که از عطرتن توآکنده است نفس بکشم‎
بودنت را حس کنم ‎
حتی اگر سایه ای باشی برقلب شکسته ام ‎
می خواهم چشمانم رافدای آمدنت کنم تا بیایی‎
بهانه ای باشی برای زنده بودنم نفس کشیدنم ‎
خوب من ‎
بامن بمان ‎
کم رنگ به اندازه تولدِ شعری عاشقانه‎‎
دیدگاه ها (۲)

عشق یعنی ‎ چه باشی چه نباشی‎ هرصبح چشمانم را به روی چشمانت ب...

تنهایی یعنی شانه ای باشد و اما... دست های تو پناه اشک هایت ش...

کنارم خیـــلی ها هسـتــن . . . امـــا . . . دلــم! پیش تـــو...

کسی را دارم.... که انقدر برایم کسی هست که نگاهم دنبال کسی نی...

عاشقانه های شبنم

کتمان نمی‌کنم، هنوز هم کماکان دوستت می‌دارم، هنوز هم با وجود...

خیلی ذوق دارمشبیه همان شوقی که بارها در نگاهت دیده بودم.می‌د...

پروانه جان

های، این هان جیسونگه، پسر تولدی امروز.خیلی خوشحالم که تونستم...

می‌گویند «او رفته است»؛ کلمه‌ها را طوری ادا می‌کنند که انگار...

عاشقانه های شبنم

𝓕𝓪𝓵𝓵𝓲𝓷𝓰 𝓵𝓸𝓿𝓮 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷 𝓪𝓷𝓭 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷①⑦_بخش دوم_اگر می‌توانستم از دها...

✦ اولین گناه ✦فصل پانزدهم: ردِ پایی که در تاریکی گم شدسیلی.د...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط