{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

زنه ديروقت به خونه رسيد آهسته كليد رو انداخت و درو باز كر

زنه ديروقت به خونه رسيد آهسته كليد رو انداخت و درو باز كرد و يكسر به اتاق خواب سر زد.
ناگهان بجاي يك جفت پا دو جفت پا داخل رختخواب ديد!
بلافاصله رفت و چوب گلف شوهرش رو برداشت و تا جايي كه ميخوردند آن دو را با چوب گلف زد و خونين و مالين كرد.
بعد با حرص بطرف اشپزخانه رفت تا ابي بخورد
با كمال تعجب شوهرش را ديد كه در آشپزخانه نشسته است.
شوهرش گفت سلام عزيزم!
پدر و مادرت سر شب از شهرشون به ديدن ما اومده بودند چون خسته بودند بهشون اجازه دادم تو رختخواب ما استراحت كنند
راستي بهشون سلام كردي؟؟؟؟؟؟

اينم نتيجه بی اعتمادی خانوما به همسراشون!!!!
دیدگاه ها (۱۴)

جادوی سیاه

زنه ديروقت به خونه رسيد آهسته كليد رو انداخت و درو باز ك...

زنه دیروقت به خونه رسید آهسته کلید رو انداخت و درو باز کرد و...

زنه دیروقت به خونه رسید آهسته کلید رو انداخت و درو باز کرد و...

زنه دیروقت به خونه رسید آهسته کلید رو انداخت و درو باز کرد و...

زنه دیروقت به خونه رسید آهسته کلید رو انداخت و درو باز کرد و...

زنه دیروقت به خونه رسید آهسته کلید رو انداخت و درو باز کرد و...

زنه دیروقت به خونه رسید آهسته کلید رو انداخت و درو باز کرد و...

زنه دیروقت به خونه رسید آهسته کلید رو انداخت و درو باز کرد و...

هرگز زود قضاوت نکنید!!!یک زن دیروقت به خونه رسید آهسته کلید ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط