{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

مرا به دست کسی بسپار، که انتخاب خودت باشد

مرا به دست کسی بسپار، که انتخاب خودت باشد

کسی که آینه ای از تو، تب سراب خودت باشد

کسی که هق هق هر روزم، کنار خاطره های تو

کلافه اش نکند از من ، به صبر و تاب خودت باشد

کسی که بگذرد از روحم، مرا جدا نکند از تو

پناه سایه ی هر روزت، شبانه خواب خودت باشد

اگرچه زندگیم بی عشق، به رودخانه ی بی آبی ست

مباد عاشق من باشد، مباد عذاب خودت باشد
دیدگاه ها (۱)

گرتو باشی کوچه و مهتاب میخواهم چه کار؟تشنه روی تو هستم آب می...

دلم غمگین تر از هر شب دو چشمم باز بی خواب استببار ای آسمان ا...

وقتى آدم یک نفر را دوست داشته باشد بیشتر تنهاست. چون نمى توا...

پرنده ها عاشقش شده بودنتنها پناهگاهشون شده بود پوشالای مترسک...

نمی‌دانم این مکتوب در میانِ طومارهایِ انباشته بر میزِ زرینت،...

مرد بی رحم

پارت پنجم: تله‌یِ سادیسمیداشتم دستِ دختربچه رو توی دستم نگه ...

𝑻𝒆𝒎𝒑𝒕𝒂𝒕𝒊𝒐𝒏 𝒂𝒏𝒅 𝒔𝒉𝒂𝒅𝒐𝒘سایـہ و وسوسـہ𝐏𝐚𝐫𝐭 14جونگکوک سرش رو کنا...

مگو کنارِ تو اهلِ گناه خواهم شدبگیر دستِ مرا، سربراه خواهم ش...

مگو کنارِ تو اهلِ گناه خواهم شدبگیر دستِ مرا، سربراه خواهم ش...

هوای عشق رسیده ست تا حوالیِ مناگر دوباره ببارد به خشک سالیِ ...

باز افتــاده‌ام از فاصـله‌ها در یـادت...بـه هـوایت، نفـس جاد...

تو شاعرانه ترین ادعای یک غزلیمن آخرین قدم از ردپای بارانمتو ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط