{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

𝒑𝒂𝒓𝒕58

𝒑𝒂𝒓𝒕58

بعد رفتنش تهیونگم رفت و با یه بشقاب تو دستش برگشت

+شکلش که خودشه بنظرت مزشم خوب شده ؟
ته: بیا امتخان کنیم

یه چنگال برداشت یکم ازش تو دهنم گذاشت ....

ته: هوم؟ چطوره ؟

((تهیونگ))

قیافم مچاله شد ...

ته: بد شدهههه !!؟؟

فوری با همون چنگال خودمم یکم خوردم
شیرین بود و طعم بهار میداد عطر گل بهارنارنج و با شیرینی شکلات دوست داشتم ... دقیقا مثل مال اجوشی نشده بود اما خیلی خوشمزه بود
ا/ت شروع کرد به خندیدنو بشقاب ازم گرفت

+همش مال خودمه
ته: شکمو من چی ؟
+به من چه باید بیشتر درست میکردی
ته: اینجوریه ؟
+بعععله
ته: باش

و قدم به قدم بهش نزدیک شدم ....
هدفم بوست گوشه لبش بود که هنوز یکم شکلات روش مونده بود ....

((ا/ت))

و دوباره ضربان قلبم بالا رفت ....
هر لحظه ممکن بود سکته کنم .......
چشمامو بستمو منتظر بودم ....
فقط کمتر از چند میل فاصله ..............

و لعنتی ...

با صدای باز شدن یهویی در هین بلندی کشیدمو تهیونگو هول دادم .....
اما به خودم که اومدم تا تونستم شخصی که جلومه رو ببینم ....
به اندازه من تهیونگم شوکه شد ....

ته: جی...مین
جیمین: هیونگ :)

نگاهم بین ته و جیمین میچرخید ...
ترس تو وجودم پر شد ....
حسی که چند ساعت پیش داشتم الان دوباره بهم هجوم اورده ....
حس نفرت ...

جیمین: چطوری لاو ؟

((تهیونگ))

هیچ ردی از لبخند رو صورت ا/ت نبود ....
جیمین جلو اومد درست روبه روی ا/ت قرار گرفت

جیمین: دلم برات.....

حتی نزاشت حرفش تموم شه که یه سیلی محکم نثار صورتش کرد ....

ته: ا/ت
جیمین: تهیونگ برو بیرون

بدون اهمیت به جیمین سمت ا/ت رفتم که بازوم تو دستای جیمین قفل شد

جیمین: میخوام باهاش حرف بزنم .. تنهامون بزار (قاطعانه گفت)
+گمشو جیمین
جیمین: تا باهات حرف نزنم هیجا نمیرم فهمیدی ؟ ته میشنوی چی میگم ؟؟ گفتم تنهامون بزاررر (اینبار داد زد)

چطور وقتی ا/ت دستمو گرفته بود تنهاش میذاشتم
ناخوناشو تو دستم فشار میداد ....
دیدگاه ها (۰)

𝒑𝒂𝒓𝒕59جیمین: ا/ت +به من دست نزن عوضییی جیمین: ازم میترسییی ؟...

𝒑𝒂𝒓𝒕60ته: خوبی دیگه؟!+اوهوم و تو ماشین سرمو سمت پنجره تکیه د...

𝒑𝒂𝒓𝒕57ته: برو اونوررر فر روشنه میسوزی +حیححححته: عایششش ا/تت...

𝒑𝒂𝒓𝒕56((ا/ت))باورم نمیشه دارم میرم همونجا وقتی بچه بودم همیش...

three hearts, one love

part 21ویو تهیونگهنوز به جمله‌ی روی گوشی خیره بودم که صدای ق...

فیک تهیونگ/(درخواستی)وقتی تولدش رو یادت میره

True Love②⑤تهیونگ: نه نرو من دو روز پیش درخواست پرستار دادم ...

℘ɑׁׅꭈׁׅtׁׅ 4 | چیزی که نمی‌توانست پنهانش کندصبح دوشنبه، دانش...

تک پارتی✨میکاپ‌آرتیست مخصوص آقای پارک... پشت صحنه‌ی سالن کنس...

ادامه قبلی

💜 پارت اول | شبی که همه‌چیز شروع شد صدای موسیقی کل بار رو پر...

پارت. ۲۸

℘ɑׁׅꭈׁׅtׁׅ 5 | یک قدم نزدیک‌ترروزهای بعد، چیزی بین ا/ت و جیم...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط