{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

پارت سی و هفتم part

پارت سی و هفتم / part37
تهیونگ :حتی با اینکه همکاری نمیکردم عذاب وجدان وجودمو گرفته بود ؛ حرفای بچها لحظه ای از یادم نمیرفت چشمام لحظه ای پر شد
《جین : قرباان  هرکاری کنید فقط دستگیرشون کنید
جیهوپ : وای فکرشم خفنه میدونید چقد معروف میشیم ؟؟ تو خیابونای سئول بنر میزنن عکسمونو میزارن به عنوان قهرمانای کره جنوبی واووو
شوگا : بعد کلی پولدار میشیم میتونیم تو خونه فقط بخوابیم
تهیونگ : یس من هر کاری میکنممم هر کاری ..》
تهیونگ : من گفتم هرکاری میکنم ، اینم حساب میشه .. من دلیل دارم برای این رابطه ی کوفتی
جانکوک :
_تهیونگ..چرا گریه میکنی ببخشید دردت اومد ؟ گاز گرفتم ؟ هواسم نبود
تهیونگ‌‌ :
_من..دوستون دارم
جانکوک :
شاید حس اون هیچ مهم نبود ، اما قلبم با هربار دیدنش میلرزید.
دستی به موهای نرمش کشیدم
_میخوای .. بری حموم ؟
تهیونگ :
_جای دیگه نمیتونم برم ؟
+بیرون از خونه ؟
_بله
+حوله و لباس برات میارم حمومو که میدونی کجاست
و دور شد
نفسی عمیق کشیدم
‌.
زیر دوش حموم اشکهام‌ و آب هردو باهم ترکیب شده بودن
_تهیونگ ؟
خیلی هول داد زدم
+نه من هنوز اینجام نیاید
_اتفاقا میخوام درو باز کنم بیام
+چی میگید نه ببخشید منظورم اینکه نیاید من الان خودم میام
_یک ..‌دو .. سه
و با دستگیره ی در کمی‌ بازی کرد و صداشو در آورد جهت ترسوندن من
شیر آب رو بستم و بعد از پوشیدن لباس  و رفتن به اشپزخونه،
لیوان آب‌ رو سر کشیدم
نامجون : قربان گفت برید اتاقشون ، منو جیمین امشب نیستیم هوای خونه رو داشته باش .
تهیونگ : اوه خیلی مچکرم خوش بگذره من هستم
به سمت اتاق رفتم و در زدم ، در باز بود و وارد شدم
_بله کاری داشتید ؟
+موهاتو چرا خشک نکردی ؟
_الان میرم ..
+بیا خودم برات سشوار بکشمشون ..
#BTS  #Army #Taehyung #V #Jungkook #Jimin #J_hope #Jhope #RM #Jin #Suga #Ho_seok
#بی_تی_اس #آرمی #تهیونگ #وی #کیم_تهیونگ #جونگ_کوک #کوک #کوکی #جئون_جونگ_کوک #رمان #جیمین #موچی #پارک_جیمین #یونگی #شوگا #گربه #پیشی #مین_یونگی #جیهوپ #جانگ_هوسوک #هوسوک #آر_ام #نامجون #کیم_نامجون #جین #کیم_سوک_جین #گی #مافیا #بلک_پینک #لیسا #جنی #رزی #جیسو
دیدگاه ها (۱۲)

پارت سی و نهم / part39کوک : _ایگنورم میکنی ؟ (ایگنور : نادید...

پارت چهلم / part40جانکوک :نمیخواستم اونقدری وابستش بشم که ته...

پارت سی و ششم / part36جانکوک :_خواهش میکنمتهیونگ :_چیکار کرد...

پارت سی و پنجم / part35جانکوک :زیر لب *_اما مطمئنم چیزی نگفت...

#loveing_or_hateing #Part26صبح با سر درد شدیدی از خواب پاشدم...

#playmate p⁷⁰راوی:کوک با شنیدن جمله اخر تهیونگ زبونش بند اوم...

عشق مافیا

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط