{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

خیال می کردم

خیال می کردم
تو را باید
در همسایگی اردی بهشت
حوالی برگ های نارنج
در میان شکوفه های پرتقال جستجو کنم ..
تو را امروز اما
اتفاقی
در پیاده رو های پاییز دیدم
داشتی برای خودت قدم میزدی ..
اینجا چه میکنی بهار ؟!
دیدگاه ها (۱)

......//برده ی زیبا//......

(#قرمز_ممنوع ❤️#part²³﴿ویو ات﴾تمام زنگ آخر، فقط به حرف سراید...

هر فصل زیبایی خودشو داره..... مخصوصا پاییز

❤️‍🔥╣⁠[⁠No touching فصل ۲]⁠╠⁠❤️‍🔥⁦(⁠。⁠♡⁠part 208♡⁠。⁠)⁩با آرا...

★彡   Part 1 彡★ ( رینا ) بوی نودل تازه رو وارد ریه هام کردم.د...

مهمونی خطرناک پارت =13با تعجب بهش نگاه کردم و گفتم:منظورت چی...

#قلبی_در_دو_بدنP4رفتم تو حیاط شروع کردم به خوندم کتاب که یهو...

lost leaves/رمان جیمین

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط