شعر بهزاد پکس نخ اخر
شعر بهزاد پکس نخ اخر
آسمون ابریه میخاد بارون بباره
میاد سر به سر این شهر بی قانون بذاره
بگو بباره بشوره همه خاطره هامونم
اخه از وقتی رفتی من صدای بارونم
بگو ستاره هامونم دارن حرز میپرن
گفتی قول میدم کسی رو به تو ترجیح ندم
سر من داد نزن من خودم موجیم دیونه
از این دیونه خونم قول میدم ترخیس نشم
«عینک افتابی رو بردار هوا ابریه مگه نه
بالا سرتو نگاه کن داره شب میشه مگه نه
همچی خوبه واست ببین چشات اینو میگه
داری زمزمه میکنی میگی کجا اینو دیدم
همه چی خوبه وقتی کنارم لم داده بودی نه
گفتی باید مرد بشی با بندایی پوتینم
منو کشتی یخ زدم تو این زمستون بی رحم
نوک برجک دلت با دردای تو سینم
نگاه کن جسدمو ازش ترس داری چرا
بهت گفته بودم نگاه هرز داری چرا
دیگه حرف نمیزنم بگی خستس صدامم
کار خودتو کردی ببین ببین بستس چشامم
چون حتما ی جا هست کسی مثل تو نباشه
بیاد با دروغاش بزنه حرف از صداقت
دیگه با خیال راحت بزن تو دل خیابون
چون من دیگه رفتم از این بازی بی قانون»
سرتو بچرخون ببین چشامبستس
دیگه چیزی نمیخونم بگی صدام خستس
اینجا با مورچه ها خونه جدید ساختم
ساحب خونه کرایه نمیخواد اینجا رفاقت هست
اینجا فرشته ها میان شبا مهمونی میگیرم
بخدا دروغم نمیگم وقتی صداقت هست
هنوز چشام بستس هنجرم تجزیه نشده
کرمام معرفت دارن اینجا صداغت
دوست داشتی مغرور باشم وقتی با من میشینی
گفتم اخرش چی میشه زیر خاکم میبینی
ببخش نمیتونم پاشم دیگه دستاتو بگیرم
خودمو دار زدم اینجا با بندای پوتینم
نخ اخر سیگارم داره دود میشه با تو
میکشم تو رییه هام میره همه دردایی که دیدم
اینجا فرشته ها برام برج میلاد ساختن
دارن رو دست میبرنم به ارزوم رسیدم
«عینک افتابی رو بردار هوا ابریه مگه نه
بالا سرتو نگاه کن داره شب میشه مگه نه
همه چی خوبه واست ببین چشات اینو میگه
داری زمزمه میکنی میگی کجا اینو دیدم
همه چی خوبه وقتی کنارم لم داده بودی نه
گفتی باید مرد بشی با بندایی پوتینم
منو کشتی یخ زدم تو این زمستون بی رحم
نوک برجک دلت با دردایی تو سینم
نگاه کن جسدمو ازش ترس داری چرا
بهت گفته بودم نگاه ترس داری چرا
دیگه حرف نمیزنم بگی خستس صدامم
کار خودتو کردی ببین بستس چشامم
چون حتما ی جا هست یکی مثل تو نباشه
بیاد با دروغاش بزنه حرف از صداقت
دیگه با خیال راحت بزن تو دل خیابون چون من دیگه رفتم از این بازی بی قانون »
بهزاد پکس
تنظیم صبحان عابد
آسمون ابریه میخاد بارون بباره
میاد سر به سر این شهر بی قانون بذاره
بگو بباره بشوره همه خاطره هامونم
اخه از وقتی رفتی من صدای بارونم
بگو ستاره هامونم دارن حرز میپرن
گفتی قول میدم کسی رو به تو ترجیح ندم
سر من داد نزن من خودم موجیم دیونه
از این دیونه خونم قول میدم ترخیس نشم
«عینک افتابی رو بردار هوا ابریه مگه نه
بالا سرتو نگاه کن داره شب میشه مگه نه
همچی خوبه واست ببین چشات اینو میگه
داری زمزمه میکنی میگی کجا اینو دیدم
همه چی خوبه وقتی کنارم لم داده بودی نه
گفتی باید مرد بشی با بندایی پوتینم
منو کشتی یخ زدم تو این زمستون بی رحم
نوک برجک دلت با دردای تو سینم
نگاه کن جسدمو ازش ترس داری چرا
بهت گفته بودم نگاه هرز داری چرا
دیگه حرف نمیزنم بگی خستس صدامم
کار خودتو کردی ببین ببین بستس چشامم
چون حتما ی جا هست کسی مثل تو نباشه
بیاد با دروغاش بزنه حرف از صداقت
دیگه با خیال راحت بزن تو دل خیابون
چون من دیگه رفتم از این بازی بی قانون»
سرتو بچرخون ببین چشامبستس
دیگه چیزی نمیخونم بگی صدام خستس
اینجا با مورچه ها خونه جدید ساختم
ساحب خونه کرایه نمیخواد اینجا رفاقت هست
اینجا فرشته ها میان شبا مهمونی میگیرم
بخدا دروغم نمیگم وقتی صداقت هست
هنوز چشام بستس هنجرم تجزیه نشده
کرمام معرفت دارن اینجا صداغت
دوست داشتی مغرور باشم وقتی با من میشینی
گفتم اخرش چی میشه زیر خاکم میبینی
ببخش نمیتونم پاشم دیگه دستاتو بگیرم
خودمو دار زدم اینجا با بندای پوتینم
نخ اخر سیگارم داره دود میشه با تو
میکشم تو رییه هام میره همه دردایی که دیدم
اینجا فرشته ها برام برج میلاد ساختن
دارن رو دست میبرنم به ارزوم رسیدم
«عینک افتابی رو بردار هوا ابریه مگه نه
بالا سرتو نگاه کن داره شب میشه مگه نه
همه چی خوبه واست ببین چشات اینو میگه
داری زمزمه میکنی میگی کجا اینو دیدم
همه چی خوبه وقتی کنارم لم داده بودی نه
گفتی باید مرد بشی با بندایی پوتینم
منو کشتی یخ زدم تو این زمستون بی رحم
نوک برجک دلت با دردایی تو سینم
نگاه کن جسدمو ازش ترس داری چرا
بهت گفته بودم نگاه ترس داری چرا
دیگه حرف نمیزنم بگی خستس صدامم
کار خودتو کردی ببین بستس چشامم
چون حتما ی جا هست یکی مثل تو نباشه
بیاد با دروغاش بزنه حرف از صداقت
دیگه با خیال راحت بزن تو دل خیابون چون من دیگه رفتم از این بازی بی قانون »
بهزاد پکس
تنظیم صبحان عابد
- ۷.۸k
- ۰۶ تیر ۱۳۹۵
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط