{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

✅ نعمت مناعت طبع و روح بزرگ

✅ نعمت مناعت طبع و روح بزرگ

✍ پیرزنی برای سفیدکاری منزلش کارگری را استخدام کرد . وقتی کارگر وارد منزل پیر زن شد ، شوهر پیر و نابینای او را دید و دلش برای آن ها سوخت .

 در مدتی که در آن خانه کار می کرد ، متوجه شد که پیرمرد ، انسانی بسیار شاد و خوش بین است .

 او در حین کار با پیر مرد صحبت می کرد و کم کم با او دوست شد و در این مدت ، به معلولیت جسمی او ، هیچ اشاره ای نکرد .

پس از پایان کار ، وقتی صورتحساب را به پیر زن داد ، او متوجه شد هزینه نوشته شده خیلی کمتر از مبلغی است که قبلا توافق ، کرده بودند .

وقتی که از کارگر ، علت تخفیف قابل توجهش را پرسید ، جواب داد : من وقتی با شوهر شما صحبت می کردم خیلی خوشحال میشدم و از چگونگی برخورد او با مسئله ی زندگی ، متوجه شدم وضعیت من آن قدر هم که فکر می کردم بد نیست ؛ نتیجه گرفتم که کار و زندگی من ، آنقدرها هم سخت نیست ؛ و به همین خاطر هم به شما تخفیف دادم تا ازو تشکر کرده باشم .

پیرزن از تحسین شوهرش و بزرگواری کارگر منقلب شد و به گریه افتاد ، زیرا می دید که او ، فقط یک دست دارد !
(نقل با اندکی تغییر از سایت تبیان)

🔅راستی ، چرا فقرا بخشنده ترند ؟!

@Aavaonava
دیدگاه ها (۰)

✅ دستی که پیامبر (ص) بوسید✍وارد داروخانه شد ، با لهجه ای ساد...

🤲 خدای من ...در هر ثانیه ای که میگذرد ، بی شمار نعمت هایت را...

✅ من به تو مشتاقترم از تو به من✍ ای آنکه وصال مرا ترک کرده‌ا...

✅ هرگز تسلیم تندباد حوادث مشو✍وجود انسان مانند یک درخت با ار...

"𝑨𝒇𝒕𝒆𝒓 𝑻𝒉𝒂𝒕 𝑹𝒂𝒊𝒏𝒚 𝑵𝒊𝒈𝒉𝒕"𝐏𝐚𝐫𝐭 𝟐بعد از آن شب بارانی، قرار نبود...

𝐎𝐧𝐞 𝐌𝐨𝐧𝐭𝐡 𝐖𝐢𝐭𝐡 𝐓𝐚𝐞𝐡𝐲𝐮𝐧𝐠 | یک ماه با تهیونگ𝐏𝐚𝐫𝐭: 𝟏_ چی؟! یک ...

....پنج پارتی از جیمین....

...

پارت اول — جایی میان ماجونگ‌کوک همیشه فکر می‌کرد عشق یعنی پی...

𝑨𝒇𝒕𝒆𝒓 𝒕𝒉𝒆 𝑳𝒂𝒔𝒕 “𝑰 𝑳𝒐𝒗𝒆 𝒀𝒐𝒖”𝐏𝐚𝐫𝐭 𝟐اولین نشانه خیلی کوچک بود.آ...

#حکایت_قدیمی در گذشته های دور مهمانی سرزده و دیروقت به خانه ...

🦢 پارت شانزدهم | اولین نقشهصبح روز بعد، دوست‌دختر جنگکوک زود...

𝓢𝓽𝓾𝓫𝓫𝓸𝓻𝓷 𝓝𝓾𝓻𝓼𝓮𝑷𝒂𝒓𝒕 𝟐𝟗صبح روز بعد، مانیا طبق معمول زودتر از ه...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط