ارباب مهربون من پارت فیکبیتیاس

ارباب مهربون من پارت ۱۱ #فیک_بی_تی_اس


جیمین ویو

رفتم داخل عمارت که دیدم ا.ت روی یه صندلی نشسته و داره نقاشی میکنه ... اون واقعا خوشگله ، ساده س ، بامزه س دختره خوبیه.... رفتم جلو تر و گفتم

_: خسته نباشی

که نگاهش رو به من داد

+: سلام(لبخند)
_: ببینم چی میکشی؟.... وایی چه خوشگله
+: ممنون(لبخند)
_: امروز چطور بود؟
+: خوب بود
_: حوصله ات که سر نرفت؟
+: نه خودمو سر گرم میکنم
_: خوبه.... نمیای بریم داخل ؟
+: چرا اینارو جمع کنم میام
_: وایسا کمک کنم

وسایل هارو به کمک جیمین جمع کردن و رفتن داخل

_؛ من برم لباسامو عوصی کنم بیام
+: باشه

جیمین ویو

رفتم لباسام رو عوص کردم از پله ها داشتم میومدم پایین که صدای پیانو اومد (نکته: جیمین یه پیانو توی پذیرایی خونه ش داره) رفتم پایین تر که دیدم ا.ت داره خیلی قشنگ پیانو میزنه.... وای این دختر تو همه چی استعداد داره .... همینطور ۱۰ دقیقه داشتم نگاش میکردم و اونم متوجه من نبود که تموم شد و تازه متوجه من شد

+: عا کی اومدی؟
_: تقریبا ۱۰ دقیقه پیش
+: چرا صدام نکردی
_: خیلی خوب میزنی.... تو همچی استعداد داری
+: ممنونم(لبخند)... تو پیانو بلدی؟
_: آره ...ا.ت خانم شما دیگه تو چی استعداد داری؟
+: آممم من ویالون هم بلدم
_: واقعا؟ (تعجب)
+: اوهوم ... طراحی هم بلدم
_: واو
+: بیا بریم شام بخوریم

رفتن و شام خوردن....
دیدگاه ها (۱)

ارباب مهربون من پارت ۱۲ #فیک_بی_تی_اس بعد از شام_: ا.ت+: بله...

ارباب مهربون من پارت ۱۳ #فیک_بی_تی_اس آجوما رفت درو باز کرد ...

ارباب مهربون من پارت ۱۰ #فیک_بی_تی_اس فردا صبحا.ت ویواز خواب...

ارباب مهربون من پارت ۹ #فیک_بی_تی_اس +: میگم چیزه_: هوم؟+: م...

فیک مافیای سیاه من part 3

khianat duroqin .. Part20و یه بوسه روی لپ کوک میزاره و کوک ه...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط