بابام داشت با عصبانیت نصیحتم میکرد منم داشتم چایی میخوردم
بابام داشت با عصبانیت نصیحتم میکرد منم داشتم چایی میخوردم یه دفعه گفت :تو چکاره ای .منم خیلی جدی چایی بهش نشون دادمو گفتم من یه کاپیتانم .هیچی دیگه الان چهار روزه به لطف مادرم تو راهرو میخوابم
- ۷.۰k
- ۳۰ فروردین ۱۳۹۳
دیدگاه ها (۸)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط