{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

ای سوختگان! کوچهٔ پروانه کدام ست؟

ای سوختگان! کوچهٔ پروانه کدام ست؟
لیلی زدگان! خانه ی دیوانه کدام ست
آواره ی دنیا منم و هیچ ندارم
دل چیست؟ نپرسید ره خانه کدام ست
آبادی دنیا همه مال خود دنیا
تا خانه کنم، گوشه ی ویرانه کدام ست
افتاده دلم در خم گیسوی نگاری
خال لب اوچیست؟ نگو دانه کدام ست
در محضر دلدار همه اهل دلانند
در محفل او، آدم بیگانه کدام ست
"همسایه ی افسرده دلان چند توان بود؟
ای سوختگان! کوچهٔ پروانه کدام ست
دیدگاه ها (۱)

خود من در خود من در خود من زندانی استحال من حالت یک برکه ولی...

"وقت آنست که این قصه به پایان برسدتا مگر مزرعه ی تشنه به بار...

"نفسی داشٖتم و ناله و شیون کردمبی تو با مرگ عجب کشمکشی من کر...

"حل می‌شود شکوهِ غزل در صدای توای هرچه هست و نیست در عالم فد...

آخرین امیداین دست‌های خالی ما را رها مکنما را حساب کن ز میان...

همسایه ی افسرده دلان چند توان بود؟ای سوختگان! کوچهٔ پروانه ک...

.ساکنم بر درِ میخانه که میخانه از اوستمی خورم باده که این...

ساکنم بر درِ میخانه که میخانه از اوستمی خورم باده که این باد...

شاعر آواره از این خانه نباید بشوددل خوشِ دامن بیگانه نباید ب...

ساکنم بر درِ میخانه که میخانه از اوستمی خورم باده که این باد...

ساکنم بر درِ میخانه که میخانه از اوستمی خورم باده که این باد...

ساکنم بر درِ میخانه که میخانه از اوستمی خورم باده که این باد...

ساکنم بر درِ میخانه که میخانه از اوستمی خورم باده که این باد...

,،،ساکنم بر درِ میخانه که میخانه از اوستمی خورم باده که این ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط