{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

هنگام رفتن برایت حرف قشنگی ندارم

هنگام رفتن برایت حرف قشنگی ندارم
غم در دلم جا گرفته، از دوریت بی قرارم
پشت و پناه دلم بود،لحن قشنگ کلامت
امشب دوباره دلم را، دست دلت می سپارم
گفتی به یاد تو هستم،گفتم:چه حرف قشنگی!!
هرچند دیگر به حرفت، هیچ اعتمادی ندارم
پایان چشمانت امشب، آغاز روز عذاب است
وقتی نباشی تو اینجا، من پوچ و بی اعتبارم
در آخرین مرز عشقم، بازیچه سرنوشتم
در فصل سرد زمستان، بامن بمان نوبهارم
دیدگاه ها (۱)

خدا وقتی نخواهد؛ عمر دنیا سر نخواهد شد...گلوی خشک صحرایی به ...

فالی میخواهم بگیرم میشود نیت کنی؟میشود با این غزل احساس سنخی...

روزهای رفته،...به چوب کبریتهای سوخته می مانندجمع آوری شده در...

چه رسم خوبی بود ...نبودنتهمچون پتکی برسرت میکوبندکه تو زنیتو...

هنگام رفتن برایت حرف قشنگی ندارمغم در دلم جا گرفته، از دوریت...

هنگام رفتن برایت حرف قشنگی ندارمغم در دلم جا گرفته، از دوریت...

هنگام رفتن برایت حرف قشنگی ندارمغم در دلم جا گرفته، از دوریت...

وقتی برای بودنت جان می سپارم بی تو اگر باشد دلم چیزی ندارم ل...

وقتی برای بودنت جان می سپارم بی تو اگر باشد دلم چیزی ندارم ل...

چون دوستت دارم مینویسم!و چون مینویسم،دوستت دارم !آدمی جانش ب...

پارت = ۸۷

❥𝐩𝐚𝐫𝐭/𝟒

#رمان_همسر_اجباری #پارت_صد وبیست ودومن که انقد تعقیبت کردم.ح...

رمان دورترین نزدیک کاور شخصیت ملیسا

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط