از میان زباله ها پارت ۸
از میان زباله ها پارت ۸
-بله ولی چرا سهل انگاری میکنید؟
+دنبال ی دکتر میگشتم که راحت برم زیر دستش
تینا لبخند زد:
دست بسرم میکنید دیگه؟
+خودت چی فکر میکنی؟
-خودم فکر میکنم همین فردا باید اماده عمل بشید
دکتر کاظمی با هول گفت:
همین فردا؟
-شما که گفتین با خیال راحت میرین تو اتاق عمل
+خب اره
-پس وقتش زیاد فرقی نمیکنه اگه دکتر منم فردا اماده عمل باشید
+فردا خیلی زوده
-اگه دکتر منم که میگم دیره پس لطفا باهام بحث نکنید
+یک دندگیت منو یاد کسی میندازه
-کی؟
+کسی که تو تمام زندگیم مدیونشم ولی بدترین کاری که ممکن بود در حقش انجام دادم
-چه کاری؟
+شاید بعدا بهت گفتم ولی الان نمیتونم درموردش حرف بزنم
تینا ترجیح داد بیشتر از این سوال نکنه و باعث تشنج اعصاب بیمارش نشه پرونده رو از رو میز پایین تخت برداشت:
خب من دیگه میرم شما استراحت کنید چیزی لازم ندارید؟
+میشه به حکمت بگی بیاد اینجا؟
تینا چشمی گفت و از اتاق بیرون رفت و دوباره وارد اتاق دکتر حکمت شد:
حریفشون نشدم
+میدونستم خب کی میره اتاق عمل؟
-بنظرم همین فردا باید عمل بشن البته نظر شما هم مهمه
+پزشکش تویی من فقط میتونم مقدماتو فراهم کنم
-پس محبت میکنید؟
+حتما
-راستی گفتن باهاتون کار دارن
+باشه من میرم پیشش
-امری با من ندارید؟
+نه با متخصص بیهوشی و اتاق عمل هماهنگ میکنم بهت خبر میدم
-باشه فعلا با اجازه
+بسلامت
با خروج تینا از اتاق نوید هم بسمت اتاق اشکان راه افتاد وارد که شد اشکان رو تخت نشسته بود و به بیرون خیره شده بود تک سرفه ای کرد و جلوتر رفت و کنار تخت ایستاد:
به چی فکر میکنی؟
+خیلی شبیهشه
-اره
+بنظرت میتونه ببخشه؟
-اگه اون بود میبخشید؟
+اون سی ساله که نبخشیده
-از کجا انقدر مطمئنی؟
+از اونجایی که تو این سی سال فقط یکبار خوابشو دیدم اونم بهم پشت کرد و رفت
-این دلیل نمیشه
+نگفتم بیای اینجا دلداریم بدی
-خب واسه چی گفتی بیام؟
+میخوام وصیت کنم
-تو که ی وارث بیشتر نداری وصیت واسه چی؟
+فقط این نیست
-پس چی؟
+اگه نیومدم حواست به تینا باشه ازش بخواه که منو ببخشه
(نامه ای رو از زیر بالشتش بیرون کشید و بسمت نوید گرفت)همه چیزو براش نوشتم اگه نیومدم بهش بده
نوید نامه رو گرفت:
میذارم وقتی خوب شدی خودت بهش بده
+اگه خوب بشم نیازی به این نیست
-میتونی تو چشماش نگاه کنی و بگی؟
+شاید این کمترین تنبیهی باشه که بتونم برای خودم درنظر بگیرم #رمان_از_میان_زباله_ها
-بله ولی چرا سهل انگاری میکنید؟
+دنبال ی دکتر میگشتم که راحت برم زیر دستش
تینا لبخند زد:
دست بسرم میکنید دیگه؟
+خودت چی فکر میکنی؟
-خودم فکر میکنم همین فردا باید اماده عمل بشید
دکتر کاظمی با هول گفت:
همین فردا؟
-شما که گفتین با خیال راحت میرین تو اتاق عمل
+خب اره
-پس وقتش زیاد فرقی نمیکنه اگه دکتر منم فردا اماده عمل باشید
+فردا خیلی زوده
-اگه دکتر منم که میگم دیره پس لطفا باهام بحث نکنید
+یک دندگیت منو یاد کسی میندازه
-کی؟
+کسی که تو تمام زندگیم مدیونشم ولی بدترین کاری که ممکن بود در حقش انجام دادم
-چه کاری؟
+شاید بعدا بهت گفتم ولی الان نمیتونم درموردش حرف بزنم
تینا ترجیح داد بیشتر از این سوال نکنه و باعث تشنج اعصاب بیمارش نشه پرونده رو از رو میز پایین تخت برداشت:
خب من دیگه میرم شما استراحت کنید چیزی لازم ندارید؟
+میشه به حکمت بگی بیاد اینجا؟
تینا چشمی گفت و از اتاق بیرون رفت و دوباره وارد اتاق دکتر حکمت شد:
حریفشون نشدم
+میدونستم خب کی میره اتاق عمل؟
-بنظرم همین فردا باید عمل بشن البته نظر شما هم مهمه
+پزشکش تویی من فقط میتونم مقدماتو فراهم کنم
-پس محبت میکنید؟
+حتما
-راستی گفتن باهاتون کار دارن
+باشه من میرم پیشش
-امری با من ندارید؟
+نه با متخصص بیهوشی و اتاق عمل هماهنگ میکنم بهت خبر میدم
-باشه فعلا با اجازه
+بسلامت
با خروج تینا از اتاق نوید هم بسمت اتاق اشکان راه افتاد وارد که شد اشکان رو تخت نشسته بود و به بیرون خیره شده بود تک سرفه ای کرد و جلوتر رفت و کنار تخت ایستاد:
به چی فکر میکنی؟
+خیلی شبیهشه
-اره
+بنظرت میتونه ببخشه؟
-اگه اون بود میبخشید؟
+اون سی ساله که نبخشیده
-از کجا انقدر مطمئنی؟
+از اونجایی که تو این سی سال فقط یکبار خوابشو دیدم اونم بهم پشت کرد و رفت
-این دلیل نمیشه
+نگفتم بیای اینجا دلداریم بدی
-خب واسه چی گفتی بیام؟
+میخوام وصیت کنم
-تو که ی وارث بیشتر نداری وصیت واسه چی؟
+فقط این نیست
-پس چی؟
+اگه نیومدم حواست به تینا باشه ازش بخواه که منو ببخشه
(نامه ای رو از زیر بالشتش بیرون کشید و بسمت نوید گرفت)همه چیزو براش نوشتم اگه نیومدم بهش بده
نوید نامه رو گرفت:
میذارم وقتی خوب شدی خودت بهش بده
+اگه خوب بشم نیازی به این نیست
-میتونی تو چشماش نگاه کنی و بگی؟
+شاید این کمترین تنبیهی باشه که بتونم برای خودم درنظر بگیرم #رمان_از_میان_زباله_ها
- ۱۲.۰k
- ۰۹ اردیبهشت ۱۳۹۹
دیدگاه ها (۸)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط