{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

[مــــــــــن]

[مــــــــــن]
روزی خواهم رفت
و دیگر هرگز باز نخواهم گشت،
روزی خواهم خفت
و دیگر هرگز بر نخواهم خواست ،
روزی چشمــــــانم
برای همیشه بسته خواهند شد،
روزی می آید
که دیگر وجود نخواهم داشت،
روزی همه مرا فراموش خواهند کرد، روزی
شــــــــایـد
دلــــی برایم تنگ شود.،
هیچکس نمیداند آن روز کِی خواهد آمد؛ شاید سال ها بعد ، شاید هم یک سال،یک ماه ، یک هفته ،
اصلا شاید فردا
و یا شاید هم امروز ..
[ مــــرا ببخـــــش ]
اگر حتی [ لحظه ای ] از زندگیت را به کامت تلخ کردم........
دیدگاه ها (۳)

✦ اولین گناه ✦فصل نوزدهم: صبحی که برنگشت---لب‌هایش.روی لب‌ها...

سلام و ارادت به همه‌ی دوستان عزیز و همراهان همیشگی‌ام 🤍🌱به‌خ...

می‌گویند «او رفته است»؛ کلمه‌ها را طوری ادا می‌کنند که انگار...

هنگام مرگم نگران نخواهم بود… و اهمیتی به جسد پوسیده‌ام نخواه...

✦ اولین گناه ✦فصل سوم: شکارچی در قفس طلایی---پشت درِ نیمه‌با...

خیلی ذوق دارمشبیه همان شوقی که بارها در نگاهت دیده بودم.می‌د...

⁨گاهی آدم کسی را از دست نمی‌دهد؛خودش رالابه‌لای دوست‌داشتنی ...

𝓕𝓪𝓵𝓵𝓲𝓷𝓰 𝓵𝓸𝓿𝓮 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷 𝓪𝓷𝓭 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷①_بخش دوم_متاسفانه شمشیرباز خوبی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط