{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

دوستانم همه نابند ، طلا سیری چند ؟

دوستانم همه نابند ، طلا سیری چند ؟
درد از همه شان دور ، بلا سیری چند ؟
بی گل روی عزیزان ، نفستم می گیرد
بی حضور رفقا ، صلح و صفا سیری چند ؟
.
.
.
تقدیم توی خواننده
تقدیم به عزیزام
دیدگاه ها (۱)

بـســـــــلامتی خــــ.ــــدا....."خــــ.ــــدایــ.ــی" ڪــ...

ای صاحب فتوا ز تو پرکارتریمبا این‌همه مستی زتو هشیارتریمتو خ...

دوستی مثل یک کتابه ، چند ثانیه طول می کشه که آتیش بگیره ولی ...

سلامتے 🍷 ڪسایـے ڪه🍷 تو خاطڕموڹ🍷 ابدے هــســتنـد🍷 امـا تو خـ...

[ #𝔻𝕒𝕣𝕜_ℝ𝕠𝕞𝕒𝕟𝕔𝕖 ]The Forced Law━━━━━━⊱ ✿ ⊰━━━━━━پارتے⁶⁷روزِ ...

رمان: گرفتار تو (فصل دوم)قسمت ششم: بیداریِ تلخ در قفسِ طلاوق...

𝓕𝓪𝓵𝓵𝓲𝓷𝓰 𝓵𝓸𝓿𝓮 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷 𝓪𝓷𝓭 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷①⑨_بخش اول_هرگاه زنی با تلالوی ز...

این داستان یک **فیکشن** صرفاً برای سرگرمی است و بر اساس شخصی...

𝓕𝓪𝓵𝓵𝓲𝓷𝓰 𝓵𝓸𝓿𝓮 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷 𝓪𝓷𝓭 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷①⑦_بخش دوم_اگر می‌توانستم از دها...

📖 رمان: گرفتار تو ✨پارت هفتم: دو رویِ یک سکه![دیدگاه تهیونگ]...

زیبای کوچک فریبکار

𝓕𝓪𝓵𝓵𝓲𝓷𝓰 𝓵𝓸𝓿𝓮 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷 𝓪𝓷𝓭 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷①①_بخش دوم_کی اشک هایم جاری شد؟ن...

𝓕𝓪𝓵𝓵𝓲𝓷𝓰 𝓵𝓸𝓿𝓮 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷 𝓪𝓷𝓭 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷⑧هزاران رویا کشته می‌شوند تا بفه...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط