{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

کاش می شد شبی از پشت همین در برسد

کاش می شد شبی از پشت همین در برسد

نا امیدانه بخواهم بروم، سر برسد


مثل آن کودک گمگشته که با نذر و دعا

ناگهان در وسط گریه ی مادر برسد
دیدگاه ها (۸)

❤ ️❤ ️:❤ ️❤ ️بگذار سر به شانه من ...تا بگویمت...اندوه چیست ؟...

پروانه نیستمکه به پای شمع وجودت بسوزمیک زن هستمومردانه پای ...

🍀 🌾 ســـبز 🍀 🌾 مـــی پوشے🍀 🌾 ڪویر لوت 🍀 🌾 جـنگل مےشود🍀 🌾 عاق...

قشنگترین نگاهـــــم را برایت کنار گذاشتـــم ...

#شب_جمعه و #قرار_با_ارباب هرکسی خواسته باشد به خدایی برسدبای...

گاهی در شلوغیِ روزها، سایه‌ی کودکی‌مان بی‌صدا کنارمان راه می...

🖤🥀 «معشوقه‌ی مخفی»𓆩 پــارت بیست‌ونهم 𓆪ماشین جلوی یک ساختمان ...

تابستان‌های قدیم، بوی زندگی می‌داد…خانه‌های حیاط‌دار، دیواره...

_«درِ سیزدهم» 🗝️🕯️«جنا.»دست تکان خورد.«پاندورا...»این بار صد...

سایه های پنهان در شب های گرم فصل۱ پارت ۹بعد از آن پیام ناشنا...

آقا......بابامای کاش باز آیی و من پای تو بوسمدر سجده روم صو...

سایه‌های عمارت سیاه — پارت ۴۳جونگوک عکس را از سامان گرفت و ب...

*ألسلام علیک یا علی ابن موسی ألرضآ ألمرتضی*salavat*

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط