{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

تو نیستی‌

تو نیستی‌
انگار هرگز نبوده ای
چیزی مثل نبودن تو را بلعیده است
چیزی مثل نبودن......
و چیزی مثل یافتن
یافتن...
یافتن...
و ندیدن
گریبانِ بودنِ مرا گرفته است

این خانه، سالهاست
که جز جایِ خالی‌ِ تو
و گریستن‌های بی پایانِ من به خود چیزی ندیده
تو حتی در قابِ عکس‌هایِ روی دیوار هم نیستی..
‌
دیدگاه ها (۱۲)

لبریزِ تواملبریزِ توو غمگینلبریزتنهاترسیدهو غمگین..ببین که ک...

دخترک شعرمبا آهنگِ حضورتدر آبی ترین افقِ ذهنمروی وزنِ کلمات ...

چه درناک است نگفتن حرفی که در گلویت میماندو با او نمیگویی چش...

باور کن...اگر من را باور نداری،عیبی ندارد!لحظه هایم را،باور ...

مادرم نیست

«خانه، دلتنگِ غروبی خفه بود» مثل امروز که تنگ است دلم؛ نه بر...

وقتی تو رفتی، حالم بد شد. نه آن‌طور که با یک تبِ ساده چند رو...

آقا......بابامای کاش باز آیی و من پای تو بوسمدر سجده روم صو...

عاشقانه های شبنم

' در این اتاق ، زمان ایستاده است . قابِ عکسِ رویِ میز ، آخری...

حتی پیر شدنت را هم ندیدم... دورت بگردم، باباجونم؛ چه زود رفت...

دســت نوشتــه هــای عمــو هیــون قسمــت بیستــم سـی آگـوسـ...

«بعضی شعرها را که می‌خوانی، انگار کسی از پشتِ پرده‌های غبارآ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط