{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

پسرمن هم درنوبت بعدازظهر راهی مدرسه شد.

پسرمن هم درنوبت بعدازظهر راهی مدرسه شد.
قبل ازرفتن ازپشت پنجره به مدرسش نگاه میکردمن بجای او دلم گرفت !!خخخخ
جالب اینجاست مدرسه به این نزدیکی میگه سرویس نمیگیری؟!!
:-)
دیدگاه ها (۲۶)

سلام برهمگی دوستانعیدقربان، روز اوج بندگی و تجلی ایثار ابراه...

#متحرکعید قربان برهمگان مبارک

سلام برهمگی صبح چهارشنبه واولین روزازپاییزتون بخیروشادیبرنده...

سلام صبح همگی بخیرسال تحصیلی جدید94/95مبارکاگه اسم معلم اول ...

پارت چهارم | کتابخانهساعت، دقیقاً چهار بعدازظهر را نشان می‌د...

بابایی من

برادر ناتنی

KIM V

انتقام یا عشق

پارت ۴۶ صدای قدم‌های دو هیون از راهرو می‌آمد.آرام...اما سنگی...

پارت 24رمان عشق مدرسه ای فیلیکس میاد و ات رو میبرن بیمارستان...

سایه ای که پدرم بود پارت ۳(من عادت ندارم معمولا ادبی بنویسم ...

سایه کاپل: جونگ کوک ، سویونسبک؟ تک پارتی ( Rose ) _ "نه.. نه...

سلااااام اومدم از اتفاقای جالب امروز مخصوصا اون سیبه بگم😂خب ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط