{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

کاش روزی که تو لبخند زدی بر دل من

کاش روزی که تو لبخند زدی بر دل من

دل من لال نمی شد

و زبانم

پی گلواژه نام تو نمی گشت

کاش روزی که صدای نفست

هم نفسم بود

روز من سال نمی شد

نفسم همدم یک آه نمی شد

و لبانم

پی گل بوسه به لب های تو آواره نمی گشت

کاش روزی که تو بر خاطر من

چنگ زدی

صفحه ی دفتر من کال نمی شد

وخیالم

پی آواز کلام تو نمی گشت

کاش آنروز که در خاطره چشمانت

تپش سینه ی من

چشمه ی آبی ها بود

آرزوهای من "ای کاش "نمی شد

وسکوتم

پی نجوای صدای تو نمی گشت
دیدگاه ها (۲)

#کپشن

### پارت ۵: نجوایِ صلح در قلبِ تاریکیهنوز لرزشِ دست‌هام بند ...

_____پارت ¹⁷ نفرین کوچولو_____آدرنالین در تمام بدنم جریان دا...

چشاتو ببند…فکر کن همین الان در باز بشه و آقا وارد بشن…همون ل...

پارت هفتم: رازهای مشترکهوا از پشت پنجره‌ی بزرگ دفتر، کم‌کم ب...

صدایی از کامیل نشنید تازه فهمید تو چه موقعیتی هستن. خودشو مر...

سناریو اوبیکاکا

𝗕𝗿𝗼𝗸𝗲𝗻 𝗣𝗼𝗶𝗻𝘁𝗲 {پوانِ شکسته}𝗣𝗮𝗿𝘁 𝟵𝟱تهیونگ: مامان گفتم که مهم ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط