{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

بچه بودم قرار بود عموم اینا بیان خونمون نذری داشتیم بابام

بچه بودم قرار بود عموم اینا بیان خونمون نذری داشتیم بابام گفت عموت که اومد میری جلوش اگه شیرینی اورده بود میگی عمو خودت شیرینی هستی چرا شیرینی اوردی اگه گل اورد میگی عمو خودت گلی چرا گل اوردی .منم گفتم باشه .خلاصه عمو اومد و دیدم واسه نذری یه گوسفند اورده.من بچه بودم میفهمی؟؟؟بچه
دیدگاه ها (۱۲)

اگه گفتین این چیه........ k3_________ 0.5 k3..........

^ _ ^

رمان اسیر خان پارت چهارم ۴

چند پارتی

رمان جیهوپ قسمت هفتم

؟؟:شما کی باشی؟؟دامیان: عوضی خودت کی هستی اومدی آنیا رو دزدی...

★𝓒𝓐𝓛𝓛 𝓜𝓨 𝓓𝓐𝓓𝓨 ★𝒑𝒂𝒓𝒕 𝟏𝟒ویو آنیا کوک همینجوری حرصم میداد که دی...

P6جیهوپ:هه جین میشه تو شیرینی خامه ایی بخوری؟؟؟هه جین:اخه خو...

Name : اشک در آغوش گلبرگشالگردنم را پوشیدم و سریع از خونه زد...

★ازدواج من و بابات؟...p⁵(end)(*دو هفته بعد*)تهیونگ:توی روز ه...

وقتی اون تورو به سرپرستی میگیره و...p16 ات .  وقتی این حرف ر...

پادشاهی شب"مجازات روز"رستگاری سپیده دم PAER 1,2انقدر ادم های...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط